کتاب یورنشیا - مقالۀ 50
پرنسهای سیاره‌ای

(UF-FAS-001-2013-1)



 دان لود © Urantia Foundation

کتاب یورنشیا   

II: بخش دوم - جهان محلی



مقالۀ 50
پرنسهای سیاره‌ای

Paper 50
The Planetary Princes

پرنسهای سیاره‌ای ضمن تعلق به رستۀ پسران لانوناندک، آنقدر در امر خدمت تبحر دارند که عموماً به صورت یک گروه مجزا در نظر گرفته می‌شوند. این پسران جهان محلی پس از دریافت گواهی ملک صادق خویش به عنوان لانوناندکهای ثانویه، به نیروهای ذخیرۀ رستۀ خود در ستاد مرکزی کوکبه گمارده می‌شوند. آنها توسط حکمران سیستم از اینجا به مأموریتهای گوناگون گمارده می‌شوند و نهایتاً به عنوان پرنسهای سیاره‌ای منصوب شده و برای حکومت در کرات مسکونی در حال تکامل اعزام می‌شوند.

50:0.1 (572.1) WHILE belonging to the order of Lanonandek Sons, the Planetary Princes are so specialized in service that they are commonly regarded as a distinct group. After their Melchizedek certification as secondary Lanonandeks, these local universe Sons are assigned to the reserves of their order on the constellation headquarters. From here they are assigned to various duties by the System Sovereign and eventually commissioned as Planetary Princes and sent forth to rule the evolving inhabited worlds.

علامتی که موجب اقدام یک حکمران سیستم در امر گماردن یک فرمانروا در یک سیارۀ مشخص می‌شود، دریافت تقاضایی از جانب حاملین حیات، برای اعزام یک سرپرست اداری به منظور عمل در این سیاره که آنها در آن حیات برقرار نموده و موجودات تکاملی هوشمند پدید آورده‌اند، می‌باشد. به کلیۀ سیاراتی که با مخلوقات فانی تکاملی مسکونی شده‌اند، یک فرمانروای سیاره‌ای از این رستۀ فرزندی تخصیص یافته است.

50:0.2 (572.2) The signal for a System Sovereign to act in the matter of assigning a ruler to a given planet is the reception of a request from the Life Carriers for the dispatch of an administrative head to function on this planet whereon they have established life and developed intelligent evolutionary beings. All planets which are inhabited by evolutionary mortal creatures have assigned to them a planetary ruler of this order of sonship.

1- مأموریت پرنسها

1. Mission of the Princes

پرنس سیاره‌ای و برادران دستیار او، (صرف نظر از ظهور در جسم) نمایانگر نزدیکترین برخورد شخصی‌اند که پسر جاودان بهشت می‌تواند نسبت به مخلوقات دون مرتبۀ زمان و فضا صورت دهد. درست است که پسر جاودان بهشت مخلوقات عالم را از طریق روح خود لمس می‌نماید، اما پرنس سیاره‌ای آخرین فرد از رسته‌های پسران شخصی است که از بهشت به فرزندان انسان اهدا می‌شوند. روح بیکران از طریق اشخاص نگاهبان سرنوشت و سایر فرشتگان بسیار به انسان نزدیک می‌شود. پدر جهانی از طریق حضور پیش شخصیِ ناصحان اسرارآمیز در انسان زندگی می‌کند، اما پرنس سیاره‌ای نشانگر آخرین تلاش پسر جاودان و پسران وی برای نزدیک شدن به شما می‌باشد. در یک سیارۀ به تازگی مسکونی شده، پرنس سیاره‌ای تنها نمایندۀ ربانیت کامل می‌باشد که از پسر آفریننده (اولاد پدر جهانی و پسر جاودان) و خادم الهی (دختر جهانی روح بیکران) بر آمده است.

50:1.1 (572.3) The Planetary Prince and his assistant brethren represent the nearest personalized approach (aside from incarnation) that the Eternal Son of Paradise can make to the lowly creatures of time and space. True, the Creator Son touches the creatures of the realms through his spirit, but the Planetary Prince is the last of the orders of personal Sons extending out from Paradise to the children of men. The Infinite Spirit comes very near in the persons of the guardians of destiny and other angelic beings; the Universal Father lives in man by the prepersonal presence of the Mystery Monitors; but the Planetary Prince represents the last effort of the Eternal Son and his Sons to draw near you. On a newly inhabited world the Planetary Prince is the sole representative of complete divinity, springing from the Creator Son (the offspring of the Universal Father and the Eternal Son) and the Divine Minister (the universe Daughter of the Infinite Spirit).

پرنسِ یک کرۀ به تازگی مسکونی شده توسط یک گروه وفادار از مددکاران و دستیاران و توسط تعداد کثیری از ارواح خادم احاطه شده است. اما گروه رهبری کنندۀ چنین کرات جدیدی به این سبب که باید به طور ذاتی نسبت به مسائل و مشکلات سیاره‌ای احساس همدردی داشته و آنها را درک کنند، باید از رسته‌های پایین‌تر مدیران یک سیستم باشند. و تمامی این تلاشها برای فراهم نمودن حکومتی دلسوز برای کرات تکاملی موجب این احتمال افزایش یافته می‌شود که این شخصیتهای نزدیک به انسان از طریق ستایش اندیشه‌های خویش، فراتر و بالاتر از خواست حکمرانان متعالی به گمراهی کشانیده شوند.

50:1.2 (572.4) The prince of a newly inhabited world is surrounded by a loyal corps of helpers and assistants and by large numbers of the ministering spirits. But the directing corps of such new worlds must be of the lower orders of the administrators of a system in order to be innately sympathetic with, and understanding of, the planetary problems and difficulties. And all of this effort to provide sympathetic rulership for the evolutionary worlds entails the increased liability that these near-human personalities may be led astray by the exaltation of their own minds over and above the will of the Supreme Rulers.

این پسران که به عنوان نمایندگان ربانیت در تک تک سیارات کاملاً تنها هستند، شدیداً مورد آزمایش قرار می‌گیرند، و نبادان از مصیبت چندین شورش زیان دیده است. در آفرینش حکمرانان سیستم و پرنسهای سیاره‌ای تجسمِ مفهومی رخ می‌دهد که از پدر جهانی و پسر جاودان بیشتر و بیشتر فاصله یافته است و برای فرد خطر فزاینده‌ای نسبت به از دست دادن حس تناسب در زمینۀ اهمیت نفس، و احتمال بیشتری از ناکامی در درک درست ارزشها و روابط رسته‌های بیشمار موجودات الهی و درجات اختیار آنان وجود دارد. این امر که پدر شخصاً در یک جهان محلی حضور ندارد نیز آزمون مشخصی از ایمان و وفاداری بر کلیۀ این پسران تحمیل می‌دارد.

50:1.3 (572.5) Being quite alone as representatives of divinity on the individual planets, these Sons are tested severely, and Nebadon has suffered the misfortune of several rebellions. In the creation of the System Sovereigns and the Planetary Princes there occurs the personalization of a concept that has been getting farther and farther away from the Universal Father and the Eternal Son, and there is an increasing danger of losing the sense of proportion as to one’s self-importance and a greater likelihood of failure to keep a proper grasp of the values and relationships of the numerous orders of divine beings and their gradations of authority. That the Father is not personally present in the local universe also imposes a certain test of faith and loyalty on all these Sons.

اما این پرنسهای کره در مأموریتهای خویش در سازماندهی و ادارۀ کرات مسکونی غالباً دچار شکست نمی‌شوند، و موفقیت آنان مأموریتهای متعاقب پسران ماتریال را که می‌آیند تا اشکال بالاتری از حیات مخلوق را به انسانهای بدوی کرات پیوند زنند، بسیار تسهیل می‌نماید. حکومت آنان همچنین در آماده سازی سیارات برای پسران بهشتی خداوند، که متعاقباً برای قضاوت دربارۀ کرات و برای افتتاح اعطاهای بعدی می‌آیند، بسیار کار انجام می‌دهد.

50:1.4 (573.1) But not often do these world princes fail in their missions of organizing and administering the inhabited spheres, and their success greatly facilitates the subsequent missions of the Material Sons, who come to engraft the higher forms of creature life on the primitive men of the worlds. Their rule also does much to prepare the planets for the Paradise Sons of God, who subsequently come to judge the worlds and to inaugurate successive dispensations.

2- حکومت سیاره‌ای

2. Planetary Administration

کلیۀ پرنسهای سیاره‌ای تحت حوزۀ اداری جهانی جبرئیل، رئیس اجرایی میکائیل، قرار دارند، در حالی که در زمان برخورداری از اتوریتۀ بلافصل، تحت فرامین اجرایی حکمرانان سیستم می‌باشند.

50:2.1 (573.2) All Planetary Princes are under the universe administrative jurisdiction of Gabriel, the chief executive of Michael, while in immediate authority they are subject to the executive mandates of the System Sovereigns.

پرنسهای سیاره‌ای می‌توانند در هر لحظه مشورت با ملک صادقها، آموزگاران و ضامنان سابق خویش، را طلب نمایند، اما آنان از روی اجبار موظف نیستند تقاضای چنین کمکی را بنمایند، و اگر چنین معاضدتی به طور داوطلبانه درخواست نشود، ملک صادقها در حکومت سیاره‌ای مداخله نمی‌کنند. این فرمانروایان کره همچنین می‌توانند از توصیۀ بیست و چهار مشاور که از کرات اعطایی سیستم گردآوری شده‌اند خود را بهره‌مند سازند. در سِتانیا این مشاوران در زمان حاضر همگی جزو بومیهای یورنشیا هستند. و در ستاد مرکزی کوکبه شورای مشابه هفتاد نفره‌ای وجود دارد که همچنین از موجودات تکاملی قلمروها برگزیده شده‌ است.

50:2.2 (573.3) The Planetary Princes may at any time seek the counsel of the Melchizedeks, their former instructors and sponsors, but they are not arbitrarily required to ask for such assistance, and if such aid is not voluntarily requested, the Melchizedeks do not interfere with the planetary administration. These world rulers may also avail themselves of the advice of the four and twenty counselors, assembled from the bestowal worlds of the system. In Satania these counselors are at present all natives of Urantia. And there is an analogous council of seventy at the constellation headquarters also selected from the evolutionary beings of the realms.

حکومت سیارات تکاملی در دوران اولیه و تثبیت نشدۀ آن اکثراً استبدادی است. پرنسهای سیاره‌ای گروههای متخصص دستیار خود را از میان گروه یاوران سیاره‌ای خویش سازمان می‌دهند. آنها معمولاً خود را با یک شورای عالی دوازده نفره احاطه می‌کنند. اما این در کرات مختلف به شکل گوناگونی انتخاب گردیده و به گونه‌ای متنوع تشکیل می‌شود. یک پرنس سیاره‌ای همچنین ممکن است یک یا تعداد بیشتری از رستۀ سوم فرزندی گروه خود و گاهی اوقات در برخی کرات یک نفر از رستۀ خود، یک همکار لانوناندک ثانویه، را به عنوان دستیار داشته باشد.

50:2.3 (573.4) The rule of the evolutionary planets in their early and unsettled careers is largely autocratic. The Planetary Princes organize their specialized groups of assistants from among their corps of planetary aids. They usually surround themselves with a supreme council of twelve, but this is variously chosen and diversely constituted on the different worlds. A Planetary Prince may also have as assistants one or more of the third order of his own group of sonship and sometimes, on certain worlds, one of his own order, a secondary Lanonandek associate.

تمامی پرسنل یک فرمانروای کره شامل شخصیتهای روح بیکران و برخی از انواع موجودات تکامل یافتۀ بالاتر و انسانهای در حال صعود از سایر کرات می‌باشد. تعداد چنین پرسنلی در حدود یک هزار تن است، و به تدریج که سیاره ترقی می‌کند، این سپاه مددکاران ممکن است به یکصد هزار تن یا بیشتر افزایش یابد. هر گاه که به تعداد بیشتری از مددکاران احساس نیاز شود، پرنسهای سیاره‌ای تنها باید از برادران خود، حکمرانان سیستم تقاضا نموده و این درخواست بی‌درنگ اجابت می‌شود.

50:2.4 (573.5) The entire staff of a world ruler consists of personalities of the Infinite Spirit and certain types of higher evolved beings and ascending mortals from other worlds. Such a staff averages about one thousand, and as the planet progresses, this corps of helpers may be increased up to one hundred thousand or more. At any time need is felt for more helpers, the Planetary Princes have only to make request of their brothers, the System Sovereigns, and the petition is granted forthwith.

سیارات در طبیعت و تشکیلات و در حکومت بسیار فرق می‌کنند، ولی همگی برای دادگاههای عدالت تدارک می‌بینند. منشأ سیستم قضایی جهان محلی در محکمات یک پرنس سیاره‌ای است که سرپرستی آن را عضوی از پرسنل شخصی او به عهده دارد. فرامین چنین دادگاههایی منعکس کنندۀ برخوردی بسیار پدرانه و محتاطانه می‌باشد. کلیۀ مشکلاتی که مستلزم کاری بیش از تنظیم امور ساکنان سیاره باشد منوط به استیناف در دادگاههای بالاتر می‌باشند، ولی امور مربوط به قلمرو کرۀ او اکثراً مطابق صلاحدید شخصی پرنس تعدیل می‌شوند.

50:2.5 (573.6) Planets vary greatly in nature and organization and in administration, but all provide for tribunals of justice. The judicial system of the local universe has its beginnings in the tribunals of a Planetary Prince, which are presided over by a member of his personal staff; the decrees of such courts reflect a highly fatherly and discretionary attitude. All problems involving more than the regulation of the planetary inhabitants are subject to appeal to the higher tribunals, but the affairs of his world domain are largely adjusted in accordance with the personal discretion of the prince.

کمیسیونهای سیار آشتی دهندگان در خدمت و مکمل دادگاههای سیاره‌ای می‌باشند، و کنترلگران روحی و فیزیکی هر دو تابعِ یافته‌های این آشتی دهندگان می‌باشند. اما بدون موافقت پدر کوکبه هرگز هیچ گونه اجرای دلخواهانه صورت نمی‌گیرد، زیرا ”والامرتبه‌ها در ممالک انسانها حکومت می‌کنند.“

50:2.6 (574.1) The roving commissions of conciliators serve and supplement the planetary tribunals, and both spirit and physical controllers are subject to the findings of these conciliators. But no arbitrary execution is ever carried out without the consent of the Constellation Father, for the “Most Highs rule in the kingdoms of men.”

کنترلگران و تبدیل کنندگان متعلق به مأموریتهای سیاره‌ای همچنین قادرند با تشریک مساعی با فرشتگان و سایر رسته‌های موجودات آسمانی این شخصیتهای مذکور را برای مخلوقات فانی مرئی سازند. در مواقع مخصوص فرشتگان سراف مددکار و حتی ملک صادقها قادرند خود را برای ساکنان کرات تکاملی مرئی سازند و این کار را انجام می‌دهند. دلیل اصلی برای آوردن انسانهای فراز یابنده از پایتخت سیستم به عنوان بخشی از پرسنل پرنس سیاره‌ای، تسهیل ارتباط با ساکنان آن قلمرو می‌باشد.

50:2.7 (574.2) The controllers and transformers of planetary assignment are also able to collaborate with angels and other orders of celestial beings in rendering these latter personalities visible to mortal creatures. On special occasions the seraphic helpers and even the Melchizedeks can and do make themselves visible to the inhabitants of the evolutionary worlds. The principal reason for bringing mortal ascenders from the system capital as a part of the staff of the Planetary Prince is to facilitate communication with the inhabitants of the realm.

3- پرسنل مادی پرنس

3. The Prince’s Corporeal Staff

یک پرنس سیاره‌ای در هنگام عزیمت به یک کرۀ جوان معمولاً یک گروه از موجودات داوطلب در حال صعود را از ستاد مرکزی سیستم محلی با خود می‌برد. این فراز یابندگان، پرنس را در کار بهبودی اولیۀ نژادی، به عنوان مشاور و مددکار همراهی می‌کنند. این گروه از مددکاران مادی، حلقۀ اتصال بین پرنس و نژادهای کره را تشکیل می‌دهند. پرنس یورنشیا، کلیگسشیا، یک گروه یکصد نفره از چنین مددکارانی داشت.

50:3.1 (574.3) On going to a young world, a Planetary Prince usually takes with him a group of volunteer ascending beings from the local system headquarters. These ascenders accompany the prince as advisers and helpers in the work of early race improvement. This corps of material helpers constitutes the connecting link between the prince and the world races. The Urantia Prince, Caligastia, had a corps of one hundred such helpers.

چنین دستیاران داوطلب، جزو شهروندان پایتخت یک سیستم می‌باشند، و هیچیک از آنان با تنظیم کنندگان ساکن خویش پیوند نیافته‌اند. ضمن این که این پیشروندگان مورانشیا موقتاً به یک حالت مادی سابق رجعت می‌کنند، وضعیت تنظیم کنندگان چنین خادمان داوطلبی به صورت مقیم در ستاد مرکزی سیستم باقی می‌ماند.

50:3.2 (574.4) Such volunteer assistants are citizens of a system capital, and none of them have fused with their indwelling Adjusters. The status of the Adjusters of such volunteer servers remains as of the residential standing on the system headquarters while these morontia progressors temporarily revert to a former material state.

حاملین حیات، آرشیتکتهای فرم، برای چنین داوطلبانی بدنهای فیزیکی جدیدی فراهم می‌سازند که آنان در طی دوران اقامت موقت سیاره‌ای خویش در آنها ساکنند. این فرمهای شخصیت ضمن این که از بیماریهای معمول قلمروها بری می‌باشند، نظیر بدنهای اولیۀ مورانشیا در معرض برخی سوانح با طبیعتی مکانیکی قرار می‌گیرند.

50:3.3 (574.5) The Life Carriers, the architects of form, provide such volunteers with new physical bodies, which they occupy for the periods of their planetary sojourn. These personality forms, while exempt from the ordinary diseases of the realms, are, like the early morontia bodies, subject to certain accidents of a mechanical nature.

پرسنل مادی پرنس در رابطه با قضاوت بعدی در هنگام ورود دومین پسر به کره معمولاً از سیاره برداشته می‌شوند. آنها پیش از رهسپاری معمولاً وظایف گوناگون خود را به اولاد متقابل خویش و برخی داوطلبان بومی برتر محول می‌کنند. در آن کراتی که این یاوران پرنس اجازه یافته‌اند با گروههای برتر نژادهای بومی ازدواج کنند، چنین اولادی معمولاً جانشین آنها می‌شوند.

50:3.4 (574.6) The prince’s corporeal staff are usually removed from the planet in connection with the next adjudication at the time of the second Son’s arrival on the sphere. Before leaving, they customarily assign their various duties to their mutual offspring and to certain superior native volunteers. On those worlds where these helpers of the prince have been permitted to mate with the superior groups of the native races, such offspring usually succeed them.

این دستیاران پرنس سیاره‌ای به ندرت با نژادهای کره ازدواج می‌کنند، ولی آنان همیشه در میان خود دست به ازدواج می‌زنند. از این پیوندها دو دسته از موجودات حاصل می‌شوند: نوع اولیۀ مخلوقات بینابینی و انواع مشخص بالایی از موجودات مادی که بعد از این که والدین آنها در هنگام ورود آدم و حوا از سیاره برداشته شدند به پرسنل پرنس ملحق باقی می‌مانند. این فرزندان به جز برخی مواقع اضطراری با نژادهای فانی ازدواج نمی‌کنند، و در آن وقت هم فقط تحت نظارت پرنس سیاره‌ای چنین می‌کنند. در چنین صورتی، فرزندان آنها — نوه‌های پرسنل مادی — در وضعیتی مشابه نژادهای برتر روزگار و نسل خویش می‌باشند. در کلیۀ اولاد این دستیاران نیمه مادیِ پرنس سیاره‌ای، تنظیم کننده ساکن است.

50:3.5 (574.7) These assistants to the Planetary Prince seldom mate with the world races, but they do always mate among themselves. Two classes of beings result from these unions: the primary type of midway creatures and certain high types of material beings who remain attached to the prince’s staff after their parents have been removed from the planet at the time of the arrival of Adam and Eve. These children do not mate with the mortal races except in certain emergencies and then only by direction of the Planetary Prince. In such an event, their children — the grandchildren of the corporeal staff — are in status as of the superior races of their day and generation. All the offspring of these semimaterial assistants of the Planetary Prince are Adjuster indwelt.

در پایان اعطای پرنس، هنگامی که زمان مراجعت این ”پرسنل بازگشت“ به ستاد مرکزی سیستم برای ادامۀ دوران زندگانی بهشت فرا می‌رسد، این فراز گرایان به منظور واگذاری بدنهای مادی خویش خود را به حاملین حیات عرضه می‌کنند. آنان به خواب مرحلۀ گذار وارد شده و در حالی که از بدنهای خود رهایی یافته و با فرمهای مورانشیا پوشش یافته‌اند از خواب بیدار می‌شوند و برای انتقال سرافیمی به پایتخت سیستم، جایی که تنظیم کنندگان انفصال یافتۀ آنان در انتظارشان هستند آماده می‌شوند. آنان یک اعطای کامل در عقب رستۀ جروسمی خود می‌باشند، اما آنها تجربه‌ای بی‌نظیر و خارق‌العاده کسب نموده‌اند، فصلی نادر در دوران زندگانی یک انسان فانی در حال صعود.

50:3.6 (575.1) At the end of the prince’s dispensation, when the time comes for this “reversion staff” to be returned to the system headquarters for the resumption of the Paradise career, these ascenders present themselves to the Life Carriers for the purpose of yielding up their material bodies. They enter the transition slumber and awaken delivered from their mortal investment and clothed with morontia forms, ready for seraphic transportation back to the system capital, where their detached Adjusters await them. They are a whole dispensation behind their Jerusem class, but they have gained a unique and extraordinary experience, a rare chapter in the career of an ascending mortal.

4- ستاد مرکزی و مدارس سیاره‌ای

4. The Planetary Headquarters and Schools

پرسنل مادی پرنس در همان اوایل مدارس آموزشی و فرهنگ سیاره‌ای را سازمان می‌دهند. در آنجا بهترین بخش نژادهای تکاملی تعلیم می‌یابند و سپس نزد مردم خود فرستاده می‌شوند تا این راههای بهتر را به آنان آموزش دهند. این مدارس پرنس در ستاد مرکزی مادی سیاره واقع شده‌اند.

50:4.1 (575.2) The prince’s corporeal staff early organize the planetary schools of training and culture, wherein the cream of the evolutionary races are instructed and then sent forth to teach these better ways to their people. These schools of the prince are located at the material headquarters of the planet.

بسیاری از کارهای فیزیکی که به برقراری این شهر ستاد مرکزی مربوط است توسط پرسنل مادی به انجام می‌رسد. این شهرهای ستاد مرکزی یا قرارگاههایی که متعلق به دوران اولیۀ پرنس سیاره‌ای می‌باشند بسیار از آنچه که یک انسان فانی یورنشیا ممکن است تصور کند متفاوتند. آنها در مقایسه با اعصار بعد، ساده هستند و با تزئینات معدنی و با مواد ساختمانی نسبتاً پیشرفته تعیین ویژگی می‌شوند. و این تماماً با رژیم آدم که حول یک ستاد مرکزی بوستانی تمرکز یافته و طی دومین اعطای پسران جهان برای نژادها کارش در آنجا به اجرا در می‌آید متفاوت است.

50:4.2 (575.3) Much of the physical work connected with the establishment of this headquarters city is performed by the corporeal staff. Such headquarters cities, or settlements, of the early times of the Planetary Prince are very different from what a Urantia mortal might imagine. They are, in comparison with later ages, simple, being characterized by mineral embellishment and by relatively advanced material construction. And all of this stands in contrast with the Adamic regime centering around a garden headquarters, from which their work in behalf of the races is prosecuted during the second dispensation of the universe Sons.

در اسکانگاه ستاد مرکزی در کرۀ شما هر منزلگاه بشری از زمین وافری برخوردار بود. اگر چه قبایل دوردست به شکار و کاوش برای خوراک ادامه می‌دادند، دانشجویان و آموزگاران در مدارس پرنس همگی کشاورز و باغبان بودند. وقت تقریباً به طور مساوی بین فعالیتهای زیرین تقسیم می‌شد:

50:4.3 (575.4) In the headquarters settlement on your world every human habitation was provided with abundance of land. Although the remote tribes continued in hunting and food foraging, the students and teachers in the Prince’s schools were all agriculturists and horticulturists. The time was about equally divided between the following pursuits:

1- کار فیزیکی. کشت و زرع زمین به علاوۀ خانه‌سازی و زینت بخشی.

50:4.4 (575.5) 1. Physical labor. Cultivation of the soil, associated with home building and embellishment.

2- فعالیتهای اجتماعی. کارهای تفریحی و کارهای گروهی فرهنگی - اجتماعی.

50:4.5 (575.6) 2. Social activities. Play performances and cultural social groupings.

3- کاربرد آموزشی. تعلیم انفرادی در رابطه با آموزش خانوادگی - گروهی که با آموزش تخصصی در کلاس درس تکمیل می‌شد.

50:4.6 (575.7) 3. Educational application. Individual instruction in connection with family-group teaching, supplemented by specialized class training.

4- آموزش حرفه‌ای. مدارس ازدواج و خانه‌داری، مدارس آموزش کارِ دستی و هنری، و کلاسهایی برای آموزش آموزگاران — سکولار، فرهنگی، و مذهبی.

50:4.7 (575.8) 4. Vocational training. Schools of marriage and homemaking, the schools of art and craft training, and the classes for the training of teachers — secular, cultural, and religious.

5- فرهنگ معنوی. برادریِ آموزگار، روشنایی بخشی به دوران کودکی و گروههای نوجوان، و آموزش فرزند خوانده‌های بومی به عنوان میسیونر برای مردم آنها.

50:4.8 (575.9) 5. Spiritual culture. The teacher brotherhood, the enlightenment of childhood and youth groups, and the training of adopted native children as missionaries to their people.

یک پرنس سیاره‌ای برای موجودات فانی قابل رویت نیست. این یک آزمایش ایمان است که نمایندگی موجودات نیمه مادی پرسنل او مورد باور قرار گیرد. اما این مدارس فرهنگ و آموزش به خوبی با نیازهای هر سیاره انطباق یافته‌اند و به زودی رقابتی سخت و ستایش برانگیز برای دستیابی به ورود به این مؤسسات متنوع یادگیری میان نژادهای انسان روی می‌دهد.

50:4.9 (575.10) A Planetary Prince is not visible to mortal beings; it is a test of faith to believe the representations of the semimaterial beings of his staff. But these schools of culture and training are well adapted to the needs of each planet, and there soon develops a keen and laudatory rivalry among the races of men in their efforts to gain entrance to these various institutions of learning.

به تدریج تأثیری ارتقا دهنده و تمدن ساز از چنین مرکز فرهنگ و پیشرفت دنیا به کلیۀ مردمان ساطع می‌شود که به کندی و با حتمیت نژادهای تکاملی را دگرگون می‌سازد. در این اثنا، فرزندان تحصیل کرده و معنویت یافتۀ مردمان اطراف که در مدارس پرنس پذیرفته شده و آموزش یافته‌اند به گروههای بومی خویش بازگشته و تا بهترین حد توان خود، مراکز جدید و مؤثری از یادگیری و فرهنگ که مطابق برنامۀ مدارس پرنس عملی می‌سازند دایر می‌کنند.

50:4.10 (575.11) From such a world center of culture and achievement there gradually radiates to all peoples an uplifting and civilizing influence which slowly and certainly transforms the evolutionary races. Meantime the educated and spiritualized children of the surrounding peoples who have been adopted and trained in the prince’s schools are returning to their native groups and, to the best of their ability, are there establishing new and potent centers of learning and culture which they carry on according to the plan of the prince’s schools.

در یورنشیا این طرحها برای ترقی سیاره‌ای و پیشرفت فرهنگی به خوبی در جریان بودند و به رضایت بخش‌ترین نحو پیش می‌رفتند که ناگاه تمامی پروژه با پیوستن کلیگسشیا به شورش لوسیفر به پایانی ناگهانی و شرم‌آور رسانیده شد.

50:4.11 (576.1) On Urantia these plans for planetary progress and cultural advancement were well under way, proceeding most satisfactorily, when the whole enterprise was brought to a rather sudden and most inglorious end by Caligastia’s adherence to the Lucifer rebellion.

این برای من یکی از تکان دهنده‌ترین رخدادهای این شورش بود که از پیمان شکنی بی‌رحمانۀ یکی از رسته‌های فرزندی خویش، کلیگسشیا، اطلاع یابم، که تعمداً و با سوءِ نیتی از پیش طرح شده به طور سیستماتیک آموزشها و تعالیمی را که در تمامی مدارس فعال سیاره‌ای یورنشیا در آن هنگام فراهم شده بود به انحراف کشانیده و تباه ساخت. ویرانی این مدارس با سرعت و کامل صورت گرفت.

50:4.12 (576.2) It was one of the most profoundly shocking episodes of this rebellion for me to learn of the callous perfidy of one of my own order of sonship, Caligastia, who, in deliberation and with malice aforethought, systematically perverted the instruction and poisoned the teaching provided in all the Urantia planetary schools in operation at that time. The wreck of these schools was speedy and complete.

بسیاری از اولاد فراز یابندگان پرسنل ظهور یافتۀ پرنس وفادار باقی ماندند، و صفوف کلیگسشیا را ترک نمودند. این وفاداران توسط پذیرشگران ملک صادقِ یورنشیا تشویق شدند، و در دوران بعد نوادگان آنان برای حفظ مفاهیم سیاره‌ایِ حقیقت و درستکاری بسیار کار انجام دادند. کار این مبشران وفادار به پیشگیری از اضمحلال کامل حقیقت معنوی در یورنشیا کمک نمود. این روانهای متهور و اولاد آنان تا حدودی آگاهی از حکومت پدر را زنده نگاه داشتند و مفهوم اعطاهای متوالی سیاره‌ایِ رسته‌های گوناگون پسران الهی را برای نژادهای دنیا حفظ نمودند.

50:4.13 (576.3) Many of the offspring of the ascenders of the Prince’s materialized staff remained loyal, deserting the ranks of Caligastia. These loyalists were encouraged by the Melchizedek receivers of Urantia, and in later times their descendants did much to uphold the planetary concepts of truth and righteousness. The work of these loyal evangels helped to prevent the total obliteration of spiritual truth on Urantia. These courageous souls and their descendants kept alive some knowledge of the Father’s rule and preserved for the world races the concept of the successive planetary dispensations of the various orders of divine Sons.

5- تمدن پیشرو

5. Progressive Civilization

پرنسهای وفادار کرات مسکونی برای همیشه به سیارات مأموریت اولیۀ خویش وصل می‌شوند. پسران بهشتی و اعطاهای آنان ممکن است بیایند و بروند، اما یک پرنس سیاره‌ایِ موفق به عنوان فرمانروای قلمرو خویش ادامه می‌دهد. کار او کاملاً مستقل از مأموریتهای پسران بالاتر می‌باشد و برای شکوفایی توسعۀ تمدن سیاره‌ای طراحی شده است.

50:5.1 (576.4) The loyal princes of the inhabited worlds are permanently attached to the planets of their original assignment. Paradise Sons and their dispensations may come and go, but a successful Planetary Prince continues on as the ruler of his realm. His work is quite independent of the missions of the higher Sons, being designed to foster the development of planetary civilization.

پیشرفت تمدن در هر دو سیاره به سختی مشابه هم است. جزئیات نمایان شدن تکامل انسان فانی در کرات نامشابهِ بیشمار بسیار متفاوت است. به رغم این تنوعاتِ زیادِ توسعۀ سیاره‌ای در امتداد خطوط فیزیکی، عقلانی، و اجتماعی، کلیۀ کرات تکاملی در جهتهای مشخص به خوبی تعیین شده‌ای پیشرفت می‌کنند.

50:5.2 (576.5) The progress of civilization is hardly alike on any two planets. The details of the unfoldment of mortal evolution are very different on numerous dissimilar worlds. Notwithstanding these many diversifications of planetary development along physical, intellectual, and social lines, all evolutionary spheres progress in certain well-defined directions.

تحت حکومت سودمند یک پرنس سیاره‌ای که با پسران ماتریال تقویت می‌شود و با مأموریتهای متناوب پسران بهشت تشدید می‌شود، نژادهای فانی در یک کرۀ متوسط زمان و مکان به طور متوالی از میان هفت دوران توسعۀ زیرین عبور می‌کنند:

50:5.3 (576.6) Under the benign rule of a Planetary Prince, augmented by the Material Sons and punctuated by the periodic missions of the Paradise Sons, the mortal races on an average world of time and space will successively pass through the following seven developmental epochs:

1- دورۀ تغذیه. مخلوقات پیش بشر و نژادهای اولیۀ انسان بدوی به طور عمده درگیر مشکلات غذایی هستند. این موجودات در حال تکامل ساعتهای بیداری خود را در جستجوی غذا، یا در جنگ تهاجمی یا تدافعی صرف می‌کنند. تجسس برای غذا در اذهان این نیاکان اولیۀ تمدن آتی از همه چیز مهمتر است.

50:5.4 (576.7) 1. The nutrition epoch. The prehuman creatures and the dawn races of primitive man are chiefly concerned with food problems. These evolving beings spend their waking hours either in seeking food or in fighting, offensively or defensively. The food quest is paramount in the minds of these early ancestors of subsequent civilization.

2- عصر امنیت. درست به محض این که شکارچی بدوی بتواند از جستجو برای غذا فراغت یابد، این فرصت را به افزایش امنیت خویش مبدل می‌سازد. توجه هر چه بیشتری به تکنیک جنگ تخصیص می‌یابد. خانه‌ها مستحکم می‌گردند و قبایل از طریق ترس متقابل و توسط تلقین نفرت برای گروههای خارجی یکپارچه می‌شوند. حفظ خویشتن پیشه‌ای است که همیشه از پی رفع نیازمندی می‌آید.

50:5.5 (576.8) 2. The security age. Just as soon as the primitive hunter can spare any time from the search for food, he turns this leisure to augmenting his security. More and more attention is devoted to the technique of war. Homes are fortified, and the clans are solidified by mutual fear and by the inculcation of hate for foreign groups. Self-preservation is a pursuit which always follows self-maintenance.

3- عصر آسایش مادی. پس از این که مشکلات غذایی بخشاً برطرف شدند و درجاتی از امنیت به دست آمد، فرصت اضافی مصروف آسایش شخصی می‌گردد. در اشغال مرکزِ صحنۀ فعالیتهای بشر، تجمل با نیاز به رقابت برمی‌خیزد. چنین عصری غالباً با استبداد، عدم تحمل، حرص، و مستی تعیین ویژگی می‌شود. عناصر ضعیف‌تر نژادها به سمت افراط و سبعیت متمایلند. به تدریج این نقصانهای لذت جویانه مقهور عناصر قوی‌تر دوستدارِ حقیقتِ تمدنِ در حال پیشرفت می‌شوند.

50:5.6 (577.1) 3. The material-comfort era. After food problems have been partially solved and some degree of security has been attained, the additional leisure is utilized to promote personal comfort. Luxury vies with necessity in occupying the center of the stage of human activities. Such an age is all too often characterized by tyranny, intolerance, gluttony, and drunkenness. The weaker elements of the races incline towards excesses and brutality. Gradually these pleasure-seeking weaklings are subjugated by the more strong and truth-loving elements of the advancing civilization.

4- جستجو برای دانش و خرد. خوراک، امنیت، لذت، و آسایش، بنیاد توسعۀ فرهنگ و گسترش دانش را فراهم می‌سازد. تلاش برای به اجرا گذاردن دانش به خرد منجر می‌شود، و هنگامی که یک فرهنگ آموخت چگونه از طریق تجربه منفعت یافته و بهبود یابد، تمدن فرا رسیده است. خوراک، امنیت، و آسایش مادی هنوز بر جامعه مسلط است، اما بسیاری از افراد آینده‌نگر گرسنۀ دانش و تشنۀ خرد می‌باشند. هر کودک فرصت می‌یابد که از طریق عملی بیاموزد؛ شعار این اعصار تحصیل است.

50:5.7 (577.2) 4. The quest for knowledge and wisdom. Food, security, pleasure, and leisure provide the foundation for the development of culture and the spread of knowledge. The effort to execute knowledge results in wisdom, and when a culture has learned how to profit and improve by experience, civilization has really arrived. Food, security, and material comfort still dominate society, but many forward-looking individuals are hungering for knowledge and thirsting for wisdom. Every child is provided an opportunity to learn by doing; education is the watchword of these ages.

5- دورۀ فلسفه و برادری. وقتی که انسانهای فانی می‌آموزند فکر کنند و شروع می‌کنند از تجربه بهره‌مند شوند، فلسفی می‌شوند. آنها شروع می‌کنند بین خود دست به استدلال زنند و قضاوتی موشکافانه به کار بندند. جامعۀ این عصر اخلاقی می‌شود، و انسانهای فانی چنین دوره‌ای به راستی موجوداتی اخلاقی می‌شوند. موجودات اخلاقی خردمند قادرند در چنین کرۀ در حال پیشرفتی برادری بشری برقرار نمایند. موجودات اخلاقی و نیک کردار می‌توانند بیاموزند چگونه مطابق اصل طلایی زندگی کنند.

50:5.8 (577.3) 5. The epoch of philosophy and brotherhood. When mortals learn to think and begin to profit by experience, they become philosophical — they start out to reason within themselves and to exercise discriminative judgment. The society of this age becomes ethical, and the mortals of such an era are truly becoming moral beings. Wise moral beings are capable of establishing human brotherhood on such a progressing world. Ethical and moral beings can learn how to live in accordance with the golden rule.

6- عصر تکاپوی معنوی. هنگامی که انسانهای فانی در حال تکامل از میان مراحل فیزیکی، عقلانی، و اجتماعیِ توسعه عبور کردند، دیر یا زود به آن مدارج بصیرت شخصی دست می‌یابند که آنان را وادار می‌سازد در صدد کسب خشنودیهای معنوی و مفاهیم کیهانی برآیند. مذهب، تکمیل صعود از حیطه‌های احساسی ترس و خرافات به سطوح بالای خرد کیهانی و تجربۀ معنوی شخصی است. تحصیل در آرزوی نیل به معانی است، و فرهنگ، ادراک روابط کیهانی و ارزشهای حقیقی است. چنین انسانهای فانی در حال تکامل به راستی با فرهنگ، حقیقتاً آموزش یافته، و به طرز بدیعی خداشناس هستند.

50:5.9 (577.4) 6. The age of spiritual striving. When evolving mortals have passed through the physical, intellectual, and social stages of development, sooner or later they attain those levels of personal insight which impel them to seek for spiritual satisfactions and cosmic understandings. Religion is completing the ascent from the emotional domains of fear and superstition to the high levels of cosmic wisdom and personal spiritual experience. Education aspires to the attainment of meanings, and culture grasps at cosmic relationships and true values. Such evolving mortals are genuinely cultured, truly educated, and exquisitely God-knowing.

7- عصر نور و حیات. این عصر شکوفایی اعصار پیاپی امنیت فیزیکی، بسط عقلانی، فرهنگ اجتماعی، و نیل معنوی است. این دستاوردهای بشری اکنون در یگانگی کیهانی و خدمت عاری از خودخواهی در هم آمیخته، به هم پیوسته، و با هم هماهنگ می‌شوند. در کادر محدودیتهای طبیعت متناهی و عطایای مادی، برای نسلهای در حال پیشرفت که به طور پیاپی در این کرات متعالی و ثبات یافتۀ زمان و فضا زندگی می‌کنند حد و مرزهایی در امکانات حصول تکاملی قرار داده نشده است.

50:5.10 (577.5) 7. The era of light and life. This is the flowering of the successive ages of physical security, intellectual expansion, social culture, and spiritual achievement. These human accomplishments are now blended, associated, and co-ordinated in cosmic unity and unselfish service. Within the limitations of finite nature and material endowments there are no bounds set upon the possibilities of evolutionary attainment by the advancing generations who successively live upon these supernal and settled worlds of time and space.

پرنسهای سیاره‌ای بعد از خدمت در کرات خود از طریق اعطاهای پیاپی تاریخ کره و اعصار متوالی پیشرفت سیاره‌ای، با افتتاح عصر نور و حیات، به مقام حکمرانان سیاره‌ای ارتقا می‌یابند.

50:5.11 (577.6) After serving their spheres through successive dispensations of world history and the progressing epochs of planetary progress, the Planetary Princes are elevated to the position of Planetary Sovereigns upon the inauguration of the era of light and life.

6- فرهنگ سیاره‌ای

6. Planetary Culture

انزوای یورنشیا عرضۀ بسیاری از جزئیات حیات و محیط همسایگان سِتانیایی شما را غیرممکن می‌سازد. در این بیانات، ما به خاطر قرنطینۀ سیاره و به لحاظ انزوای سیستم در تنگنا هستیم. ما باید در تمامی تلاشهای خود برای روشن ساختن انسانهای فانی یورنشیا با این محدودیتها رهنمون شویم، اما تا آنجایی که مجاز است، به شما پیرامون پیشرفت یک کرۀ تکاملی متوسط اطلاع داده شده، و شما قادرید چنین مسیر زندگانی یک کره را با وضعیت کنونی یورنشیا مقایسه نمایید.

50:6.1 (578.1) The isolation of Urantia renders it impossible to undertake the presentation of many details of the life and environment of your Satania neighbors. In these presentations we are limited by the planetary quarantine and by the system isolation. We must be guided by these restrictions in all our efforts to enlighten Urantia mortals, but in so far as is permissible, you have been instructed in the progress of an average evolutionary world, and you are able to compare such a world’s career with the present state of Urantia.

پیشرفت تمدن در یورنشیا در مقایسه با کرات دیگری که متحمل بداقبالی انزوای معنوی شده‌اند آن چنان زیاد متفاوت نبوده است. اما هنگامی که سیارۀ شما با کرات وفادار جهان مقایسه می‌شود، در کلیۀ فازهای پیشرفت عقلانی، و نیل معنوی بسیار سردرگم و به حد زیادی عقب مانده به نظر می‌رسد.

50:6.2 (578.2) The development of civilization on Urantia has not differed so greatly from that of other worlds which have sustained the misfortune of spiritual isolation. But when compared with the loyal worlds of the universe, your planet seems most confused and greatly retarded in all phases of intellectual progress and spiritual attainment.

به خاطر بداقبالی‌های سیاره‌ایِ شما، یورنشیاییها از فهم زیاد فرهنگ کرات نرمال باز مانده‌اند. اما شما نباید کرات تکاملی، حتی ایده‌آل‌ترینشان را، به صورت کراتی که در آنها ناز و نعمت برقرار است تصور نمایید. حیات اولیۀ نژادهای فانی همیشه توأم با تقلا است. تلاش و تصمیم‌گیری یک جزءِ اصلی کسب ارزشهای نجات است.

50:6.3 (578.3) Because of your planetary misfortunes, Urantians are prevented from understanding very much about the culture of normal worlds. But you should not envisage the evolutionary worlds, even the most ideal, as spheres whereon life is a flowery bed of ease. The initial life of the mortal races is always attended by struggle. Effort and decision are an essential part of the acquirement of survival values.

فرهنگ لازمۀ کیفیت اندیشه است. فرهنگ نمی‌تواند بالا رود مگر این که ذهن ارتقا یابد. عقل برتر در جستجوی یک فرهنگ متعالی برمی‌آید و راهی می‌یابد که به چنین هدفی دست یابد. اذهان حقیر حتی زمانی که بالاترین فرهنگ به صورت آماده به آنان عرضه می‌شود، با تحقیر آن را رد می‌کنند. این امر همچنین بسیار به مأموریتهای متوالی پسران الهی و به میزان دریافت آگاهی از اعصار اعطاهای مربوطۀ آنان بستگی دارد.

50:6.4 (578.4) Culture presupposes quality of mind; culture cannot be enhanced unless mind is elevated. Superior intellect will seek a noble culture and find some way to attain such a goal. Inferior minds will spurn the highest culture even when presented to them ready-made. Much depends, also, upon the successive missions of the divine Sons and upon the extent to which enlightenment is received by the ages of their respective dispensations.

شما نباید فراموش کنید که در نتیجۀ شورشِ لوسیفر برای دویست هزار سال کلیۀ کرات سِتانیا تحت تحریم معنوی نُرلاشیادک قرار داشته‌اند. و این مستلزم اعصار متمادی است که محدودیتهای حاصل از گناه و انزوا برداشته شود. دنیای شما در نتیجۀ تراژدی مضاعف یک پرنس سیاره‌ای یاغی و یک پسر ماتریال خطاکار، به دنبال نمودن مسیری بی‌قاعده و بی‌اسلوب ادامه می‌دهد. حتی اعطای میکائیل مسیح به یورنشیا، پیامدهای موقت این اشتباهات جدی در ادارۀ پیشین کره را بلافاصله برطرف ننمود.

50:6.5 (578.5) You should not forget that for two hundred thousand years all the worlds of Satania have rested under the spiritual ban of Norlatiadek in consequence of the Lucifer rebellion. And it will require age upon age to retrieve the resultant handicaps of sin and secession. Your world still continues to pursue an irregular and checkered career as a result of the double tragedy of a rebellious Planetary Prince and a defaulting Material Son. Even the bestowal of Christ Michael on Urantia did not immediately set aside the temporal consequences of these serious blunders in the earlier administration of the world.

7- پاداشهای انزوا

7. The Rewards of Isolation

در پندار اول ممکن است به نظر رسد که یورنشیا و کرات منزوی مربوط به آن به خاطر محروم بودن از حضور سودمند و تأثیر چنین شخصیتهای فوق انسانی چون یک پرنس سیاره‌ای و یک پسر و دختر ماتریال بسیار بداقبال هستند. اما انزوای این کرات برای نژادهای آنان موقعیت بی‌نظیری را برای به کار بستن ایمان و برای پیدایش کیفیت ویژه‌ای از اطمینان به قابل اتکا بودن کیهان که به دیدن و یا هیچ ملاحظۀ مادی دیگر بستگی ندارد، فراهم می‌سازد. اما سرانجام چه بسا که مخلوقات فانی که از کراتِ به سبب شورش قرنطینه شده می‌آیند بی‌نهایت خوش اقبال باشند. ما پی برده‌ایم که به چنین فراز یابندگانی در همان اوایل تکالیف ویژۀ بیشماری از مسئولیتهای کیهانی محول می‌گردد که ایمان بلامنازع و اعتماد به نفس عالی در به انجام رسانیدن آن ضروری است.

50:7.1 (578.6) On first thought it might appear that Urantia and its associated isolated worlds are most unfortunate in being deprived of the beneficent presence and influence of such superhuman personalities as a Planetary Prince and a Material Son and Daughter. But isolation of these spheres affords their races a unique opportunity for the exercise of faith and for the development of a peculiar quality of confidence in cosmic reliability which is not dependent on sight or any other material consideration. It may turn out, eventually, that mortal creatures hailing from the worlds quarantined in consequence of rebellion are extremely fortunate. We have discovered that such ascenders are very early intrusted with numerous special assignments to cosmic undertakings where unquestioned faith and sublime confidence are essential to achievement.

در جروسم فراز یابندگان متعلق به این کرات منزوی یک ناحیۀ مسکونی را به تنهایی اشغال می‌کنند و به عنوان آگُندانتِرها شناخته می‌شوند، که یعنی مخلوقات تکاملی صاحب اراده که می‌توانند بدون دیدن ایمان آورند، هنگامی که منزوی می‌شوند استقامت می‌ورزند، و حتی در شرایط تنهایی بر مشکلات فائق نیامدنی پیروز می‌شوند. این گروه‌بندی عملی آگُندانتِرها در سراسر صعود در جهان محلی و پیمایش ابرجهان پابرجا است. آن در طول اقامت موقت در هاونا از میان می‌رود، ولی به مجرد رسیدن به بهشت فوراً مجدداً ظاهر می‌شود و قطعاً در سپاه نهایت انسان فانی استمرار می‌یابد. تابامَنشیا یک آگندانتر متعلق به وضعیت پایان دهنده است که از یکی از کراتِ قرنطینه شده نجات یافت. این کره در اولین شورشی که تا آن زمان در جهانهای زمان و فضا رخ داده بود درگیر بود.

50:7.2 (579.1) On Jerusem the ascenders from these isolated worlds occupy a residential sector by themselves and are known as the agondonters, meaning evolutionary will creatures who can believe without seeing, persevere when isolated, and triumph over insuperable difficulties even when alone. This functional grouping of the agondonters persists throughout the ascension of the local universe and the traversal of the superuniverse; it disappears during the sojourn in Havona but promptly reappears upon the attainment of Paradise and definitely persists in the Corps of the Mortal Finality. Tabamantia is an agondonter of finaliter status, having survived from one of the quarantined spheres involved in the first rebellion ever to take place in the universes of time and space.

در سراسر دورۀ زندگانی بهشت، پاداش به صورت نتیجۀ انگیزه‌ها در پی تلاش می‌آید. چنین پاداشهایی فرد را از حد معمول ارتقا می‌دهد، وجه تمایزی از تجربۀ مخلوق فراهم می‌سازد، و به تنوع عملکردهای غایی در جمع پایان دهندگان کمک می‌نماید.

50:7.3 (579.1) All through the Paradise career, reward follows effort as the result of causes. Such rewards set off the individual from the average, provide a differential of creature experience, and contribute to the versatility of ultimate performances in the collective body of the finaliters.

[عرضه شده توسط یک پسر لانوناندک ثانویۀ سپاه ذخیره.]

50:7.4 (579.1) [Presented by a Secondary Lanonandek Son of the Reserve Corps.]





Back to Top