کتاب یورنشیا - مقالۀ 31
سپاه نهایت

(UF-FAS-001-2013-1)



 دان لود © Urantia Foundation

کتاب یورنشیا   

I: بخش اول - جهان مرکزی و ابرجهانها



مقالۀ 31
سپاه نهایت

Paper 31
The Corps of the Finality

سپاه پایان دهندگان انسانی نمایانگر مقصد شناخته شدۀ کنونی انسانهای فراز یابندۀ زمان است که با تنظیم کننده پیوند یافته‌اند. اما گروههای دیگری وجود دارند که همچنین به این سپاه گمارده شده‌اند. سپاه اولیۀ نهایت شامل اینهاست:

31:0.1 (345.1) THE Corps of Mortal Finaliters represents the present known destination of the ascending Adjuster-fused mortals of time. But there are other groups who are also assigned to this corps. The primary finaliter corps is composed of the following:

1- بومیان هاوُنا.

31:0.2 (345.2) 1. Havona Natives.

2- پیام‌آوران گرانش.

31:0.3 (345.3) 2. Gravity Messengers.

3- انسانهای جلال یافته.

31:0.4 (345.4) 3. Glorified Mortals.

4- سرافیمهای پذیرش یافته.

31:0.5 (345.5) 4. Adopted Seraphim.

5- فرزندان جلال یافتۀ ماتریال.

31:0.6 (345.6) 5. Glorified Material Sons.

6- مخلوقات جلال یافتۀ بینابینی.

31:0.7 (345.7) 6. Glorified Midway Creatures.

این شش گروه از موجودات جلال یافته این گروه بی‌نظیر را که از سرنوشت ابدی برخوردارند تشکیل می‌دهند. ما تصور می‌کنیم که کار آیندۀ آنها را می‌دانیم، اما مطمئن نیستیم. در حالی که سپاه نهایت انسانی در حال بسیج شدن در بهشت هست، و در حالی که آنها اکنون به گونه‌ای بسیار گسترده به جهانهای فضا خدمت می‌کنند و کراتی را که در نور و حیات استقرار یافته‌اند سرپرستی می‌کنند، مقصد آیندۀ آنها باید جهانهای اکنون در حال سازمانیابیِ فضای بیرونی باشد. حداقل این حدس یوورسا است.

31:0.8 (345.8) These six groups of glorified beings compose this unique body of eternal destiny. We think we know their future work, but we are not certain. While the Corps of the Mortal Finality is mobilizing on Paradise, and while they now so extensively minister to the universes of space and administer the worlds settled in light and life, their future destination must be the now-organizing universes of outer space. At least that is the conjecture of Uversa.

این سپاه مطابق رابطه‌های کاریِ کرات فضا و بنا بر تجربۀ ارتباطیِ مورد نیاز در سرتاسر دوران طولانی و پررویداد فرازگرایانۀ زندگی سازماندهی شده است. کلیۀ مخلوقات فراز یابنده که به این سپاه پذیرفته می‌شوند به گونه‌ای برابر مورد پذیرش واقع می‌شوند، اما این برابریِ والا به هیچ وجه فردیت را ملغی نمی‌سازد یا هویت شخصی را از بین نمی‌برد. ما طی ارتباط با یک پایان دهنده می‌توانیم فوراً تشخیص دهیم که آیا او یک انسان فراز یابنده، بومی هاونا، سرافیم پذیرش یافته، مخلوق بینابینی، یا فرزند ماتریال است.

31:0.9 (345.9) The corps is organized in accordance with the working associations of the worlds of space and in keeping with the associative experience acquired throughout the long and eventful ascendant career. All the ascendant creatures admitted to this corps are received in equality, but this exalted equality in no way abrogates individuality or destroys personal identity. We can immediately discern, in communicating with a finaliter, whether he is an ascendant mortal, Havona native, adopted seraphim, midway creature, or Material Son.

در طول عصر کنونی جهان، پایان دهندگان به خدمت در جهانهای زمان بازمی‌گردند. آنها به طور پی در پی برای کار به ابرجهانهای گوناگون گمارده می‌شوند، و تا بعد از این که در کلیۀ شش ابرآفرینش دیگر خدمت کردند به ابرجهان بومی خویش تخصیص نمی‌یابند. آنها بدین نحو می‌توانند به برداشت هفتگانه از ایزد متعال دست یابند.

31:0.10 (345.10) During the present universe age the finaliters return to serve in the universes of time. They are assigned to labor successively in the different superuniverses and never in their native superuniverses until after they have served in all the other six supercreations. Thus may they acquire the sevenfold concept of the Supreme Being.

یک گروه یا گروههای بیشتری از پایان دهندگان انسانی دائماً در یورنشیا در خدمت هستند. هیچ حوزۀ خدمت در جهان وجود ندارد که آنها به آن گمارده نشوند؛ آنها به طور سراسری و با دوره‌های تناوبی و برابر از مأموریت محوله و خدمت آزادانه عمل می‌کنند.

31:0.11 (345.11) One or more companies of the mortal finaliters are constantly in service on Urantia. There is no domain of universe service to which they are not assigned; they function universally and with alternating and equal periods of assigned duty and free service.

ما در رابطه با طبیعت سازمان آیندۀ این گروه خارق‌العاده هیچ اطلاعی نداریم، اما پایان دهندگان اکنون یک گروه کاملاً حاکم بر خود هستند. آنها رهبران و مدیران دائم، دوره‌ای، و مأموریت خود را انتخاب می‌کنند. هیچ نفوذ خارجی هیچگاه نمی‌تواند بر سیاستهای آنها اعمال گردد، و سوگند وفاداری آنها فقط نسبت به تثلیث بهشت است.

31:0.12 (345.12) We have no idea as to the nature of the future organization of this extraordinary group, but the finaliters are now wholly a self-governing body. They choose their own permanent, periodic, and assignment leaders and directors. No outside influence can ever be brought to bear upon their policies, and their oath of allegiance is only to the Paradise Trinity.

پایان دهندگان ستاد مرکزی خود را در بهشت، در ابرجهانها، در جهانهای محلی، و در کلیۀ پایتختهای منطقه‌ای دارا می‌باشند. آنها یک رستۀ جداگانه از آفرینش تکاملی هستند. ما آنها را به طور مستقیم سرپرستی یا کنترل نمی‌کنیم، و با این وجود آنها نسبت به کلیۀ طرحهای ما مطلقاً وفادار و همیشه همیارانه هستند. آنها به راستی روانهای گردآوری شدۀ مورد آزمون واقع شده و حقیقی زمان و فضا — نمک تکاملی جهان — هستند، و آنها برای همیشه در برابر شرارت مقاوم و در مقابل گناه ایمن می‌باشند.

31:0.13 (346.1) The finaliters maintain their own headquarters on Paradise, in the superuniverses, in the local universes, and on all the divisional capitals. They are a separate order of evolutionary creation. We do not directly manage them or control them, and yet they are absolutely loyal and always co-operative with all our plans. They are indeed the accumulating tried and true souls of time and space — the evolutionary salt of the universe — and they are forever proof against evil and secure against sin.

1- بومیان هاونا

1. The Havona Natives

بسیاری از بومیان هاونا که در مدارس رهنوردی - آموزشی جهان مرکزی به عنوان آموزگار خدمت می‌کنند به انسانهای فراز یابنده به اندازۀ زیاد دلبسته می‌شوند و پیوسته نسبت به کار آینده و سرنوشت سپاه پایان دهندگان انسانی هر چه بیشتر کنجکاو می‌شوند. در بهشت، در ستاد مرکزی اداری سپاه، برای داوطلبان هاونا یک مرکز ثبت وجود دارد که تحت سرپرستی دستیار گرندفاندا می‌باشد. امروزه شما میلیون میلیون تن از بومیان هاونا را خواهید یافت که در این لیست انتظار قرار دارند. این موجودات کامل که منشأ مستقیم و الهی آفرینشی دارند برای سپاه انسانیِ نهایت کمک بزرگی هستند، و بدون شک آنها در آیندۀ بسیار دور حاوی خدمت حتی بزرگتری خواهند بود. آنها دیدگاه کسانی را که در کمال و آکندگی الهی به دنیا آمده‌اند فراهم می‌سازند. از این رو پایان دهندگان در بر گیرندۀ هر دو فاز وجود تجربی — کامل و کامل شده — می‌باشند.

31:1.1 (346.2) Many of the Havona natives who serve as teachers in the pilgrim-training schools of the central universe become greatly attached to the ascending mortals and still more intrigued with the future work and destiny of the Corps of Mortal Finaliters. On Paradise there is maintained, at the administrative headquarters of the corps, a registry for Havona volunteers presided over by the associate of Grandfanda. Today, you will find millions upon millions of Havona natives upon this waiting list. These perfect beings of direct and divine creation are of great assistance to the Mortal Corps of Finality, and they will undoubtedly be of even greater service in the far-distant future. They provide the viewpoint of one born in perfection and divine repleteness. The finaliters thus embrace both phases of experiential existence — perfect and perfected.

بومیان هاونا باید در ارتباط با موجودات تکاملی به پیشرفتهای مشخص تجربی دست یابند که برای اعطای یک قطعه از روح پدر جهانی ظرفیت پذیرش را به وجود خواهد آورد. اعضای دائمی سپاه انسانی پایان دهندگان فقط آن موجوداتی هستند که با روح اولین منبع و مرکز پیوند یافته‌اند، و یا آنهایی که همچون پیام‌آوران گرانش به گونه‌ای ذاتی حاوی این روح خدای پدر هستند.

31:1.2 (346.3) Havona natives must achieve certain experiential developments in liaison with evolutionary beings which will create reception capacity for the bestowal of a fragment of the spirit of the Universal Father. The Mortal Finaliter Corps has as permanent members only such beings as have been fused with the spirit of the First Source and Center, or who, like the Gravity Messengers, innately embody this spirit of God the Father.

ساکنان جهان مرکزی مطابق نسبت یک در یک هزار به سپاه پذیرفته می‌شوند — یک گروه پایان دهنده. این سپاه برای خدمت موقت در گروههای یک هزار نفره سازمان یافته است. نسبت آنها به صورت 997 مخلوق فراز یابنده، یک بومی هاونا و یک پیام‌آور گرانش است. بدین ترتیب پایان دهندگان به صورت گروهی بسیج می‌شوند، لیکن سوگند پایانی به طور فردی انجام می‌شود. این یک سوگند حاوی پیامدهای فراگیر و اهمیت جاودانه است. بومی هاونا همان سوگند را می‌خورد و برای ابد به این سپاه وصل می‌شود.

31:1.3 (346.4) The inhabitants of the central universe are received into the corps in the ratio of one in a thousand — a finaliter company. The corps is organized for temporary service in companies of one thousand, the ascendant creatures numbering 997 to one Havona native and one Gravity Messenger. Finaliters are thus mobilized in companies, but the finality oath is administered individually. It is an oath of sweeping implications and eternal import. The Havona native takes the same oath and becomes forever attached to the corps.

اعضای جدید هاونا گروه کاریِ خود را دنبال می‌کنند؛ هر جا که گروه برود، آنها هم می‌روند. و شما باید شور و شوق آنها را در کار جدید پایان دهندگان ببینید. احتمال نیل به سپاه پایانی یکی از شوق و شعفهای شکوهمند هاونا است؛ احتمال یک پایان دهنده شدن یکی از ماجراهای متعالی این نژادهای کامل است.

31:1.4 (346.5) The Havona recruits follow the company of their assignment; wherever the group goes, they go. And you should see their enthusiasm in the new work of the finaliters. The possibility of attaining the Corps of the Finality is one of the superb thrills of Havona; the possibility of becoming a finaliter is one of the supreme adventures of these perfect races.

بومیان هاونا نیز به همان نسبت به سپاه مشترک پایان دهندگان تثلیث یافته در وایسجرینگتون و به سپاه پایان دهندگان تعالی‌گرا در بهشت پذیرفته می‌شوند. شهروندان هاونا به این سه فرجام به صورت اهداف عالی دوران زندگانی متعالی‌شان و نیز پذیرش محتمل آنها به سپاه پایان دهندگان هاونا می‌نگرند.

31:1.5 (346.6) The Havona natives are also received, in the same ratio, into the Corps of Conjoint Trinitized Finaliters on Vicegerington and into the Corps of Transcendental Finaliters on Paradise. The Havona citizens regard these three destinies as constituting the supreme goals of their supernal careers, together with their possible admission to the Corps of Havona Finaliters.

2- پیام‌آوران گرانش

2. Gravity Messengers

هر جا و هر گاه که پیام‌آوران گرانش مشغول به کار می‌شوند، پایان دهندگان فرماندهی را به عهده دارند. کلیۀ پیام‌آوران گرانش تحت قلمرو منحصر به فرد گرندفاندا می‌باشند، و فقط به سپاه اولیۀ نهایت گمارده می‌شوند. آنها حتی اکنون برای پایان دهندگان گرانبها هستند، و همگی در آیندۀ جاودان قابل خدمت خواهند بود. هیچ گروه دیگری از مخلوقات هوشمند از چنین سپاه شخصیت یافتۀ پیام‌آوری که قادر باشد از زمان و مکان فراتر رود برخوردار نیست. انواع مشابه از پیام‌آوران - ثبت کنندگان که به سپاه دیگرِ پایان دهندگان وصل هستند شخصیت نیافته‌اند؛ آنها ابسونایتی شده‌اند.

31:2.1 (346.7) Wherever and whenever Gravity Messengers are functioning, the finaliters are in command. All Gravity Messengers are under the exclusive jurisdiction of Grandfanda, and they are assigned only to the primary Corps of the Finality. They are invaluable to the finaliters even now, and they will be all-serviceable in the eternal future. No other group of intelligent creatures possesses such a personalized messenger corps able to transcend time and space. Similar types of messenger-recorders attached to other finaliter corps are not personalized; they are absonitized.

پیام‌آوران گرانش از دیوینینگتون می‌آیند، و آنها تنظیم کنندگان تغییر و تبدیل یافته و شخصیت یافته هستند، اما هیچیک از اعضای گروه یوورسای ما توضیح طبیعت یکی از این پیام‌آوران را به عهده نخواهد گرفت. ما می‌دانیم که آنها موجوداتی بسیار شخصی، الهی، هوشمند، و به گونه‌ای متأثر کننده با ادراک هستند، اما ما تکنیک پیمایش فضاییِ بدون مدتِ آنها را نمی‌فهمیم. به نظر می‌رسد آنها از این شایستگی برخوردارند که کلیۀ انرژیها، مدارها، و حتی گرانش را به کار گیرند. پایان دهندگانِ سپاه انسانی نمی‌توانند زمان و فضا را به چالش بطلبند، اما آنها تقریباً با کلیۀ شخصیتهای روحی که از این توانایی برخوردارند در ارتباطند و آنها را تحت فرمان خود دارند. ما به خود اجازه می‌دهیم که پیام‌آوران گرانش را شخصیت بنامیم، اما در واقع آنها موجودات فوق روحی، و شخصیتهای نامحدود و بی‌حد و مرز هستند. آنها در مقایسه با پیام‌آوران منفرد یک رستۀ کاملاً متفاوت از شخصیت هستند.

31:2.2 (347.1) Gravity Messengers hail from Divinington, and they are modified and personalized Adjusters, but no one of our Uversa group will undertake to explain the nature of one of these messengers. We know they are highly personal beings, divine, intelligent, and touchingly understanding, but we do not comprehend their timeless technique of traversing space. They seem to be competent to utilize any and all energies, circuits, and even gravity. Finaliters of the mortal corps cannot defy time and space, but they have associated with them and subject to their command all but infinite spirit personalities who can. We presume to call Gravity Messengers personalities, but in reality they are superspirit beings, unlimited and boundless personalities. They are of an entirely different order of personality as compared with Solitary Messengers.

پیام‌آوران گرانش ممکن است در ارقام نامحدود به یک گروه پایان دهنده وصل باشند، اما فقط یک پیام‌آور، رئیس همیارانش، به داخل سپاه انسانی نهایت فرا خوانده می‌شود. با این وجود یک پرسنل دائمیِ 999 نفره از پیام‌آوران همیار به این رئیس تخصیص یافته است، و در مواقعی ممکن است او بخواهد که ذخایر رسته در تعداد نامحدود برای کمک فرا خوانده شوند.

31:2.3 (347.2) Gravity Messengers may be attached to a finaliter company in unlimited numbers, but only one messenger, the chief of his fellows, is mustered into the Mortal Corps of the Finality. This chief however has assigned to him a permanent staff of 999 fellow messengers, and as occasion may require, he may call upon the reserves of the order for assistants in unlimited numbers.

پیام‌آوران گرانش و پایان دهندگان جلال یافتۀ انسانی یک عاطفۀ متأثر کننده و عمیق برای یکدیگر به دست می‌آورند؛ آنها وجوه مشترک زیادی با هم دارند: یکی یک شخصیت‌یابی مستقیم از یک قطعۀ پدر جهانی است، دیگری یک شخصیت آفریده شده است که در روان در حال بقای جاودان که با یک قطعه از همان پدر جهانی، تنظیم کنندۀ فکری روحی، پیوند یافته وجود دارد.

31:2.4 (347.3) Gravity Messengers and glorified mortal finaliters achieve a touching and profound affection for one another; they have much in common: One is a direct personalization of a fragment of the Universal Father, the other a creature personality existent in the surviving immortal soul fused with a fragment of the same Universal Father, the spirit Thought Adjuster.

3- انسانهای جلال یافته

3. Glorified Mortals

انسانهای فراز یابندۀ با تنظیم کننده پیوند یافته بخش عمدۀ سپاه اولیۀ نهایت را تشکیل می‌دهند. آنها معمولاً به همراه سرافیمهای پذیرش یافته و جلال یافته 990 تن از هر گروه پایان دهنده را تشکیل می‌دهند. نسبت انسانها و فرشتگان در هر یک گروه فرق می‌کند، گر چه تعداد انسانها از تعداد سرافیمها به مراتب بیشتر است. بومیان هاونا، پسران جلال یافتۀ ماتریال، مخلوقات جلال یافتۀ بینابینی، پیام‌آوران گرانش، و اعضای ناشناخته و ناپیدا فقط یک درصد از سپاه را تشکیل می‌دهند؛ هر گروه از یک هزار پایان دهنده برای درست ده تن از این شخصیتهای غیرانسانی و غیرسرافی جا دارد.

31:3.1 (347.4) Ascendant Adjuster-fused mortals compose the bulk of the primary Corps of the Finality. Together with the adopted and glorified seraphim they usually constitute 990 in each finaliter company. The proportion of mortals and angels in any one group varies, though the mortals far outnumber the seraphim. The Havona natives, glorified Material Sons, glorified midway creatures, the Gravity Messengers, and the unknown and missing member make up only one per cent of the corps; each company of one thousand finaliters has places for just ten of these nonmortal and nonseraphic personalities.

ما که از یوورسا هستیم از”سرنوشت پایانی“ انسانهای فراز یابندۀ زمان اطلاع نداریم. در حال حاضر آنها در بهشت اقامت دارند و موقتاً در سپاه نور و حیات خدمت می‌کنند، اما چنین مسیر خارق‌العادۀ آموزشی فراز یابندگان و چنین رشتۀ آموزشیِ طولانی جهانی باید طرح شود تا آنها را برای حتی آزمونهای بزرگتر اعتماد و خدمات والاتر مسئولیت از شایستگی برخوردار سازد.

31:3.2 (347.5) We of Uversa do not know the “finality destiny” of the ascendant mortals of time. At present they reside on Paradise and temporarily serve in the Corps of Light and Life, but such a tremendous course of ascendant training and such lengthy universe discipline must be designed to qualify them for even greater tests of trust and more sublime services of responsibility.

به رغم این که این انسانهای فراز یابنده به بهشت دست یافته‌اند، در سپاه نهایت گردآوری شده‌اند، و در تعداد زیاد بازگردانده شده‌اند تا در پیشبرد امور جهانهای محلی شرکت نمایند و در مدیریت امور ابرجهان یاری رسانند — با وجود حتی این سرنوشت ظاهری، این واقعیت مهم باقی می‌ماند که آنها فقط به عنوان ارواح مرحلۀ ششم ثبت شده‌اند. بدون شک یک گام بیشتر در دوران زندگانی سپاه انسانی نهایت باقی می‌ماند. ما طبیعت آن گام را نمی‌دانیم، اما پیرامون سه واقعیت آگاهی یافته‌ایم، و در اینجا به آنها جلب توجه می‌نماییم:

31:3.3 (347.6) Notwithstanding that these ascendant mortals have attained Paradise, have been mustered into the Corps of the Finality, and have been sent back in large numbers to participate in the conduct of local universes and to assist in the administration of superuniverse affairs — in the face of even this apparent destiny, there remains the significant fact that they are of record as only sixth-stage spirits. There undoubtedly remains one more step in the career of the Mortal Corps of the Finality. We do not know the nature of that step, but we have taken cognizance of, and here call attention to, three facts:

1- ما مطابق اسناد می‌دانیم که انسانها در طول اقامت موقتشان در ناحیه‌های فرعی ارواح رستۀ اول هستند، و این که هنگامی که به ناحیه‌های اصلی انتقال می‌یابند به رستۀ دوم، و هنگامی که به کرات مرکزی آموزشی ابرجهان انتقال می‌یابند به رستۀ سوم پیش می‌روند. انسانها بعد از رسیدن به ششمین دایرۀ هاونا ارواح ردۀ چهارم یا فارغ‌التحصیل می‌شوند، و هنگامی که پدر جهانی را پیدا می‌کنند ارواح رستۀ پنجم می‌شوند. آنها پس از سوگند خوردن، که آنها را برای همیشه به ورود به مأموریت جاودانۀ سپاه انسانی نهایت فرا می‌خواند، متعاقباً به ششمین مرحلۀ وجود روحی دست می‌یابند.

31:3.4 (348.1) 1. We know from the records that mortals are spirits of the first order during their sojourn in the minor sectors, and that they advance to the second order when translated to the major sectors, and to the third when they go forward to the central training worlds of the superuniverse. Mortals become quartan or graduate spirits after reaching the sixth circle of Havona and become spirits of the fifth order when they find the Universal Father. They subsequently attain the sixth stage of spirit existence upon taking the oath that musters them forever into the eternity assignment of the Corps of the Mortal Finality.

ما مشاهده می‌کنیم که طبقه‌بندی، یا نامگذاری روحی توسط پیشروی واقعی از یک قلمرو خدمت جهان به قلمرو دیگر خدمت جهان یا از یک جهان به جهان دیگر تعیین شده است؛ و ما حدس می‌زنیم که اعطای طبقه‌بندی روحیِ هفتم به سپاه انسانیِ نهایت همزمان با پیشرفت آنها به مأموریت جاودان برای خدمت به کراتِ تا این هنگام ثبت نشده و آشکار نشده و مقارن با دستیابی آنها به ایزد متعال خواهد بود. اما سوا از این حدسیات جسورانه، ما به راستی بیش از شما در رابطه با تمامی اینها نمی‌دانیم؛ آگاهی ما از دوران زندگانی انسانی فراتر از فرجام کنونی بهشتی نمی‌رود.

31:3.5 (348.2) We observe that spirit classification, or designation, has been determined by actual advancement from one realm of universe service to another realm of universe service or from one universe to another universe; and we surmise that the bestowal of seventh-spirit classification upon the Mortal Corps of the Finality will be simultaneous with their advancement to eternal assignment for service on hitherto unrecorded and unrevealed spheres and concomitant with their attainment of God the Supreme. But aside from these bold conjectures, we really know no more about all this than you do; our knowledge of the mortal career does not go beyond present Paradise destiny.

2- پایان دهندگان انسانی به طور کامل از این فرمان اعصار اطاعت کرده‌اند: ”کامل باشید“؛ آنها از مسیر جهانی پیشرفت انسانی صعود کرده‌اند؛ آنها خداوند را یافته‌اند، و به روال معمول به سپاه نهایت وارد شده‌اند. چنین موجوداتی به حد کنونی پیشرفت روحی دست یافته‌اند اما به نهایت مرتبت غائی روحی دست نیافته‌اند. آنها به حد کنونی کمال مخلوق رسیده‌اند اما به نهایت خدمت مخلوق نرسیده‌اند. آنها تمامیت پرستش الوهیت را تجربه نموده‌اند اما نهایت نیل تجربی الوهیت را تجربه نکرده‌اند.

31:3.6 (348.3) 2. The mortal finaliters have fully complied with the injunction of the ages, “Be you perfect”; they have ascended the universal path of mortal attainment; they have found God, and they have been duly inducted into the Corps of the Finality. Such beings have attained the present limit of spirit progression but not finality of ultimate spirit status. They have achieved the present limit of creature perfection but not finality of creature service. They have experienced the fullness of Deity worship but not finality of experiential Deity attainment.

3- انسانهای جلال یافتۀ سپاه بهشتیِ نهایت موجودات فراز یابنده‌ای هستند که دارای دانش تجربی از هر مرحله از واقعیت و فلسفۀ کاملترین حیات ممکن از وجود هوشمند می‌باشند، در حالی که در طول اعصارِ این صعود از پایین‌ترین کرات مادی تا قله‌های روحی بهشت، این مخلوقاتِ در حال بقا تا محدوده‌های ظرفیتشان در رابطه با هر تفصیل از هر اصل الهیِ سرپرستی عادلانه و کارآمد، و نیز بخشنده و شکیبای سرتاسر آفرینش جهانی زمان و فضا آموزش یافته‌اند.

31:3.7 (348.4) 3. The glorified mortals of the Paradise Corps of Finality are ascendant beings in possession of experiential knowledge of every step of the actuality and philosophy of the fullest possible life of intelligent existence, while during the ages of this ascent from the lowest material worlds to the spiritual heights of Paradise, these surviving creatures have been trained to the limits of their capacity respecting every detail of every divine principle of the just and efficient, as well as merciful and patient, administration of all the universal creation of time and space.

ما چنین می‌پنداریم که موجودات بشری از حق سهیم شدن در دیدگاههای ما برخوردارند، و این که شما آزادید که راز سرنوشت غائی سپاه بهشتی نهایت را به همراه ما حدس بزنید. برای ما روشن است که مأموریتهای کنونی مخلوقات کمال یافتۀ تکاملی در بر گیرندۀ طبیعت دروس بعد از فارغ‌التحصیلی در فهم جهان و مدیریت ابرجهان می‌باشد؛ و ما همگی می‌پرسیم: ”چرا باید خدایان آنقدر مشتاق آموزش کامل انسانهای در حال بقا در تکنیک مدیریت جهان باشند؟“

31:3.8 (348.5) We deem that human beings are entitled to share our opinions, and that you are free to conjecture with us respecting the mystery of the ultimate destiny of the Paradise Corps of Finality. It seems evident to us that the present assignments of the perfected evolutionary creatures partake of the nature of postgraduate courses in universe understanding and superuniverse administration; and we all ask, “Why should the Gods be so concerned in so thoroughly training surviving mortals in the technique of universe management?”

4- سرافیمهای پذیرش یافته

4. Adopted Seraphim

بسیاری از نگاهبانان وفادار سرافیِ انسانها اجازه دارند که به همراه انسانهای تحت سرپرستی خود از میان دوران زندگانی فرازگرایانه عبور کنند، و بسیاری از این فرشتگان نگاهبان بعد از پیوند یافتن با پدر، در انجام سوگند جاودانگیِ پایان دهندگان به افراد تحت سرپرستی خود می‌پیوندند، و برای ابد سرنوشت یاران انسانی خود را پذیرا می‌شوند. فرشتگانی که از میان تجربۀ فرازگرایانۀ موجودات بشری عبور می‌کنند می‌توانند در سرنوشت سرشت بشری سهیم شوند؛ آنها می‌توانند به همان اندازه و برای ابد به سپاه نهایت وارد شوند. تعداد زیادی از سرافیمهای پذیرفته شده و جلال یافته به سپاهیان گوناگون غیرانسانیِ نهایت وصل می‌شوند.

31:4.1 (348.6) Many of the faithful seraphic guardians of mortals are permitted to go through the ascendant career with their human wards, and many of these guardian angels, after becoming Father fused, join their subjects in taking the finaliter oath of eternity and forever accept the destiny of their mortal associates. Angels who pass through the ascending experience of mortal beings may share the destiny of human nature; they may equally and eternally be mustered into this Corps of the Finality. Large numbers of the adopted and glorified seraphim are attached to the various nonmortal finaliter corps.

5- فرزندان جلال یافتۀ ماتریال

5. Glorified Material Sons

در جهانهای زمان و فضا دوراندیشی‌هایی وجود دارد که به موجب آن هنگامی که دریافت تکالیف سیاره‌ای شهروندان نسل آدم از سیستمهای محلی برای مدتی طولانی به تأخیر می‌افتد، آنها می‌توانند درخواست کنند از وضعیت شهروندی دائم مرخص شوند. و اگر این درخواست آنها مورد پذیرش قرار گیرد، به رهنوردان فراز یابنده در پایتخت جهانها ملحق می‌شوند و از آنجا به بهشت و سپاه نهایت پیش می‌روند.

31:5.1 (349.1) There is provision in the universes of time and space whereby the Adamic citizens of the local systems, when long delayed in receiving planetary assignment, may initiate a petition for release from permanent-citizenship status. And if granted, they join the ascending pilgrims on the universe capitals and thence proceed onward to Paradise and the Corps of the Finality.

هنگامی که یک کرۀ پیشرفتۀ تکاملی به ادوار بعدی عصر نور و حیات دست می‌یابد، فرزندان ماتریال، آدم و حوای سیاره‌ای، می‌توانند بشر شدن را برگزینند، تنظیم کننده دریافت کنند، و به پیمایش مسیر تکاملی صعود جهانی که به سپاه پایان دهندگان انسانی راه می‌برد مبادرت کنند. برخی از این فرزندان ماتریال در مأموریتشان به عنوان شتاب دهندگان بیولوژیک، بخشاً ناموفق بوده‌اند یا از نظر تکنیکی دچار خطا شده‌اند، همانطور که آدم در یورنشیا چنین شد؛ و سپس آنها ناچار می‌شوند که مسیر طبیعی مردمان عالم را طی کنند، تنظیم کننده دریافت کنند، از میان مرگ عبور کنند، و از طریق ایمان از میان نظام فرازگرایانه پیش روند، و متعاقباً به بهشت و سپاه نهایت دست یابند.

31:5.2 (349.2) When an advanced evolutionary world attains the later eras of the age of light and life, the Material Sons, the Planetary Adam and Eve, may elect to humanize, receive Adjusters, and embark upon the evolutionary course of universe ascent leading to the Corps of Mortal Finaliters. Certain of these Material Sons have partially failed or technically defaulted in their mission as biologic accelerators, as Adam did on Urantia; and then are they compelled to take the natural course of the peoples of the realm, receive Adjusters, pass through death, and progress by faith through the ascendant regime, subsequently attaining Paradise and the Corps of the Finality.

این فرزندان ماتریال در شمار زیادی از گروههای پایان دهنده یافت نمی‌شوند. حضور آنها پتانسیل بزرگی به احتمالات خدمت والا برای چنین گروهی به وجود می‌آورد، و آنها به گونه‌ای تغییرناپذیر به عنوان رهبران آن انتخاب می‌شوند. اگر هر دو زوج عدنی به همان گروه وصل شوند، آنها معمولاً اجازه می‌یابند به صورت یک شخصیت واحد، به طور مشترک عمل نمایند. چنین زوج فراز یابنده‌ای در مقایسه با انسانهای فراز یابنده در ماجرای تثلیث یابی بسیار موفق‌ترند.

31:5.3 (349.3) These Material Sons are not to be found in many finaliter companies. Their presence lends great potential to the possibilities of high service for such a group, and they are invariably chosen as its leaders. If both of the Edenic pair are attached to the same group, they are usually permitted to function jointly, as one personality. Such ascendant pairs are far more successful in the adventure of trinitizing than are the ascendant mortals.

6- مخلوقات جلال یافتۀ بینابینی

6. Glorified Midway Creatures

در بسیاری از سیارات مخلوقات بینابینی در ارقام زیاد تولید می‌شوند، اما پس از آن که کرۀ بومی آنها در نور و حیات استقرار یافت، به ندرت در آن می‌مانند. سپس در آن هنگام، یا اندکی پس از آن، از وضعیت شهروندی دائم مرخص می‌شوند و صعود به بهشت را آغاز می‌کنند. آنها همراه با انسانهای زمان و فضا از کرات مورانشیا، ابرجهان، و هاونا عبور می‌کنند.

31:6.1 (349.4) On many planets the midway creatures are produced in large numbers, but they seldom tarry on their native world subsequent to its being settled in light and life. Then, or soon thereafter, they are released from permanent-citizenship status and start on the ascension to Paradise, passing through the morontia worlds, the superuniverse, and Havona in company with the mortals of time and space.

منشأ و طبیعت مخلوقات بینابینی از جهانهای گوناگون بسیار متفاوت است، اما فرجام همگی آنها پیوستن به یک سپاه بهشتی نهایت یا دیگری می‌باشد. مخلوقات بینابینی ثانویه همگی سرانجام با تنظیم کنندگان پیوند می‌یابند و به سپاه انسانی وارد می‌شوند. بسیاری از گروههای پایان دهنده یکی از این موجودات جلال یافته را در گروه خویش دارا می‌باشند.

31:6.2 (349.5) The midway creatures from various universes differ greatly in origin and nature, but they are all destined to one or another of the Paradise finality corps. The secondary midwayers are all eventually Adjuster fused and are mustered into the mortal corps. Many finaliter companies have one of these glorified beings in their group.

7- مبشّران نور

7. The Evangels of Light

در حال حاضر هر گروه پایان دهنده حاوی 999 شخصیت سوگند خورده، اعضای دائم، می‌باشد. مکان خالی توسط رئیس مبشران الحاق یافتۀ نور اشغال می‌شود که به هر مأموریتِ تنها گمارده شده است. اما این موجودات فقط اعضای موقت سپاه هستند.

31:7.1 (349.6) At the present time every finaliter company numbers 999 personalities of oath status, permanent members. The vacant place is occupied by the chief of attached Evangels of Light assigned on any single mission. But these beings are only transient members of the corps.

هر شخصیت آسمانی که به خدمت در هر سپاه پایان دهنده گمارده شده است یک مبشر نور نامیده می‌شود. این موجودات سوگند پایان دهنده را به جا نمی‌آورند، و گر چه تحت سرپرستی سازماندهی سپاه قرار دارند، به طور دائم به آن الحاق نیافته‌اند. این گروه ممکن است پیام‌آوران منفرد، سوپرنافیمها، سکنافیمها، شهروندان بهشت، یا فرزندان تثلیث یافتۀ آنها — هر موجودی را که در اجرای مأموریتِ موقتِ یک پایان دهنده لازم باشد — در بر گیرد. ما از این که سپاه این موجودات را به مأموریت ابدی الحاق می‌دهد یا نه اطلاع نداریم. این مبشران نور در پایانِ الحاق‌یابی به وضعیت پیشین خود ادامه می‌دهند.

31:7.2 (349.7) Any celestial personality assigned to the service of any finaliter corps is denominated an Evangel of Light. These beings do not take the finaliter oath, and though subject to the corps organization they are not of permanent attachment. This group may embrace Solitary Messengers, supernaphim, seconaphim, Paradise Citizens, or their trinitized offspring — any being required in the prosecution of a transient finaliter assignment. Whether or not the corps is to have these beings attached to the eternal mission, we do not know. At the conclusion of attachment these Evangels of Light resume their former status.

به تدریج که سپاه انسانی نهایت در حال حاضر تشکیل می‌شود، تنها شش طبقه از اعضای دائم وجود دارند. همانطور که ممکن است انتظار رود، پایان دهندگان در رابطه با هویت رفیقان آیندۀ خود درگیر گمان پردازیهای زیادی می‌شوند، اما در میان آنها توافق اندکی وجود دارد.

31:7.3 (350.1) As the Mortal Corps of the Finality is at present constituted, there are just six classes of permanent members. The finaliters, as might be expected, engage in much speculation as to the identity of their future comrades, but there is little agreement among them.

ما که از یوورسا هستیم، اغلب در رابطه با هویت هفتمین گروه از پایان دهندگان به حدس و گمان می‌پردازیم. ما نظرات بسیاری را مورد ملاحظه قرار می‌دهیم، که شامل مأموریت محتمل برخی از سپاهیان در حال گرد آمدن گروههای بیشمار تثلیث یافته در بهشت، وایسجرینگتون، و مدار درونی هاونا می‌باشد. حتی حدس زده می‌شود که ممکن است سپاه نهایت اجازه یابد بسیاری از دستیارانشان را در کار سرپرستی جهان تثلیث دهد، چرا که احتمال دارد آنها فرجامشان خدمت به جهانهایی باشد که اکنون در حال ساخته شدن هستند.

31:7.4 (350.2) We of Uversa often conjecture respecting the identity of the seventh group of finaliters. We entertain many ideas, embracing possible assignment of some of the accumulating corps of the numerous trinitized groups on Paradise, Vicegerington, and the inner Havona circuit. It is even conjectured that the Corps of the Finality may be permitted to trinitize many of their assistants in the work of universe administration in the event they are destined to the service of universes now in the making.

یکی از ما این نظر را دارد که این مکان خالی در سپاه توسط نوعی موجود که منشأ در جهان جدید خدمت آیندۀ آنها دارد پر خواهد شد؛ دیگری به این باور تمایل دارد که این مکان توسط نوعی شخصیت بهشتی که هنوز آفریده نشده، منتج نشده، یا تثلیث نیافته است پر خواهد شد. اما پیش از آن که ما به راستی بدانیم، به احتمال زیاد منتظر ورود پایان دهندگان به هفتمین مرحلۀ نیل روحی خواهیم ماند.

31:7.5 (350.3) One of us holds the opinion that this vacant place in the corps will be filled by some type of being of origin in the new universe of their future service; the other inclines to the belief that this place will be occupied by some type of Paradise personality not yet created, eventuated, or trinitized. But we will most likely await the entrance of the finaliters upon their seventh stage of spirit attainment before we really know.

8- تعالی‌گرایان

8. The Transcendentalers

بخشی از تجربۀ انسان کامل شده در بهشت به عنوان یک پایان دهنده شامل تلاش برای دستیابی به درک طبیعت و کارکرد بیش از یکهزار گروه از ابرشهروندان تعالی‌گرای بهشت می‌باشد. آنها موجودات منتج شده‌ای هستند که از ویژگیهای ابسونایت برخوردارند. پایان دهندگان تعالی‌گرا، در معاشرتشان با این ابرشخصیتها، کمک بزرگی از هدایت یاری کنندۀ رسته‌های بیشمار خادمان تعالی‌گرایی که به کار معرفی پایان دهندگان تکامل یافته به برادران جدید بهشتی‌شان گمارده شده‌اند دریافت می‌کنند. تمامی رستۀ تعالی‌گرایان در غرب بهشت در یک منطقۀ عظیم که آن را به طور انحصاری اشغال می‌کنند زندگی می‌کنند.

31:8.1 (350.4) Part of the perfected mortal’s experience on Paradise as a finaliter consists in the effort to achieve comprehension of the nature and function of more than one thousand groups of the transcendental supercitizens of Paradise, eventuated beings of absonite attributes. In their association with these superpersonalities, the ascendant finaliters receive great assistance from the helpful guidance of numerous orders of transcendental ministers who are assigned to the task of introducing the evolved finaliters to their new Paradise brethren. The entire order of the Transcendentalers live in the west of Paradise in a vast area which they exclusively occupy.

در بحث پیرامون تعالی‌گرایان ما در تنگنا قرار داریم، نه فقط به واسطۀ محدودیتهای درک بشری، بلکه همچنین به دلیل شرایط فرمانی که بر این آشکارسازیها پیرامون شخصیتهای بهشت حاکم است. این موجودات به هیچ وجه به صعود انسان به هاونا مربوط نیستند. سپاه عظیم تعالی‌گرایان بهشت به هیچ وجه کاری به امور هاونا یا هفت ابرجهان ندارند. آنها فقط درگیر ابرمدیریت امور جهان بنیادین هستند.

31:8.2 (350.5) In the discussion of Transcendentalers we are restricted, not only by the limitations of human comprehension, but also by the terms of the mandate governing these disclosures concerning the personalities of Paradise. These beings are in no way connected with the mortal ascent to Havona. The vast host of the Paradise Transcendentalers have nothing whatever to do with the affairs of either Havona or the seven superuniverses, being concerned only with the superadministration of the affairs of the master universe.

از آنجا که شما یک مخلوق هستید، می‌توانید یک آفریدگار را بفهمید، اما به سختی می‌توانید درک کنید که یک انبوهشی عظیم و متنوع از موجودات هوشمند که نه آفریننده هستند و نه مخلوق وجود دارند. این تعالی‌گرایان هیچ موجودی را نمی‌آفرینند، و هیچگاه آفریده نیز نشده‌اند. در بحث پیرامون منشأ آنها، برای اجتناب نمودن از کاربرد یک واژۀ جدید — یک نام اختیاری و بی‌معنی — ما این را از همه بهتر می‌پنداریم که بگوییم تعالی‌گرایان صرفاً منتج می‌شوند. کاملاً ممکن است که مطلق الوهیت در منشأ آنها درگیر شده باشد و ممکن است در سرنوشت آنها دست داشته باشد، اما این موجودات بی‌نظیر اکنون تحت سلطۀ مطلق الوهیت نیستند. آنها تحت فرمان خدای غائی هستند، و اقامت موقت کنونی آنها در بهشت از هر نظر توسط تثلیث سرپرستی و هدایت می‌شود.

31:8.3 (350.6) You, being a creature, can conceive of a Creator, but you can hardly comprehend that there exists an enormous and diversified aggregation of intelligent beings who are neither Creators nor creatures. These Transcendentalers create no beings, neither were they ever created. In speaking of their origin, in order to avoid using a new term — an arbitrary and meaningless designation — we deem it best to say that Transcendentalers simply eventuate. The Deity Absolute may well have been concerned in their origin and may be implicated in their destiny, but these unique beings are not now dominated by the Deity Absolute. They are subject to God the Ultimate, and their present Paradise sojourn is in every way Trinity supervised and directed.

اگر چه تمامی انسانهایی که به بهشت دست می‌یابند مکرراً با تعالی‌گرایان روابطی دوستانه برقرار می‌کنند، همانطور که با شهروندان بهشت چنین می‌کنند، روال کار چنین است که اولین تماس جدی انسان با یک تعالی‌گرا در آن موقعیت پررویداد رخ می‌دهد، آنگاه که انسان فراز یابنده به عنوان عضوی از یک گروه جدید پایان دهنده، در دایرۀ پذیرش پایان دهندگان می‌ایستد و تحت نظارت رئیس تعالی‌گرایان، سرپرست مسئول آرشیتکتهای جهان بنیادین، سوگند تثلیث ابدیت را به جا می‌آورد.

31:8.4 (351.1) Although all mortals who attain Paradise frequently fraternize with the Transcendentalers as they do with the Paradise Citizens, it develops that man’s first serious contact with a Transcendentaler occurs on that eventful occasion when, as a member of a new finaliter group, the mortal ascender stands in the finaliter receiving circle as the Trinity oath of eternity is administered by the chief of Transcendentalers, the presiding head of the Architects of the Master Universe.

9- آرشیتکتهای جهان بنیادین

9. Architects of the Master Universe

آرشیتکتهای جهان بنیادین سپاه حاکم تعالی‌گرایان بهشت هستند. تعداد این سپاه حاکم 28٫011 شخصیت است که دارای اذهان استاد، ارواح متعالی، و ابسونایتهای آسمانی است. افسر مسئول این گروه والامرتبه، آرشیتکت ارشد استاد، سرپرست هماهنگ کنندۀ کلیۀ موجودات هوشمند بهشت است که زیر سطح الوهیت هستند.

31:9.1 (351.2) The Architects of the Master Universe are the governing corps of the Paradise Transcendentalers. This governing corps numbers 28,011 personalities possessing master minds, superb spirits, and supernal absonites. The presiding officer of this magnificent group, the senior Master Architect, is the co-ordinating head of all Paradise intelligences below the level of Deity.

شانزدهمین ممنوعیت حکمی که این نوشته‌ها را مجاز داشته است می‌گوید: ”اگر عاقلانه پنداشته شود، می‌توان وجود آرشیتکتهای جهان بنیادین و همکاران آنها را فاش نمود، اما منشأ، طبیعت، و سرنوشت آنها را نمی‌توان به طور کامل آشکار ساخت.“ با این وجود ما می‌توانیم به شما اطلاع دهیم که این آرشیتکتهای استاد در هفت سطح ابسونایت وجود دارند. این هفت گروه به صورت زیرین طبقه‌بندی شده‌اند:

31:9.2 (351.3) The sixteenth proscription of the mandate authorizing these narratives says: “If deemed wise, the existence of the Architects of the Master Universe and their associates may be disclosed, but their origin, nature, and destiny may not be fully revealed.” We may, however, inform you that these Master Architects exist in seven levels of the absonite. These seven groups are classified as follows:

1- سطح بهشت. فقط آرشیتکت ارشد یا اولین آرشیتکت منتج شده در این بالاترین سطح ابسونایت عمل می‌کند. این شخصیت غائی — که نه آفریننده و نه آفریده شده است — در پگاه ابدیت منتج گشت و اکنون به عنوان هماهنگ کنندۀ بدیع بهشت و بیست و یک کرات فعالیتهای مربوط به آن عمل می‌نماید.

31:9.3 (351.4) 1. The Paradise Level. Only the senior or first-eventuated Architect functions on this highest level of the absonite. This ultimate personality — neither Creator nor creature — eventuated in the dawn of eternity and now functions as the exquisite co-ordinator of Paradise and its twenty-one worlds of associated activities.

2- سطح هاونا. دومین منتج شدنِ آرشیتکتها سه طراح استاد و سرپرستان ابسونایت را به بار آورد، و آنها همیشه وقف هماهنگی یک میلیارد کرات کامل جهان مرکزی بوده‌اند. روایت بهشت تصریح می‌کند که این سه آرشیتکت، با رهنمود آرشیتکت پیش منتج شدۀ ارشد، به طراحی هاونا کمک نمود، اما ما به راستی نمی‌دانیم.

31:9.4 (351.5) 2. The Havona Level. The second Architect eventuation yielded three master planners and absonite administrators, and they have always been devoted to the co-ordination of the one billion perfect spheres of the central universe. Paradise tradition asserts that these three Architects, with the counsel of the pre-eventuated senior Architect, contributed to the planning of Havona, but we really do not know.

3- سطح ابرجهان. سومین سطح ابسونایت شامل هفت آرشیتکت استاد هفت ابرجهان می‌باشد، که اکنون به عنوان یک گروه، حدوداً زمان یکسانی را در همراهی با هفت روح استاد در بهشت و با هفت مدیر عالی اجرایی در هفت کرات ویژۀ روح بیکران سپری می‌کنند. آنها ابرهماهنگ کنندگان جهان بزرگ هستند.

31:9.5 (351.6) 3. The Superuniverse Level. The third absonite level embraces the seven Master Architects of the seven superuniverses, who now, as a group, spend about equal time in the company of the Seven Master Spirits on Paradise and with the Seven Supreme Executives on the seven special worlds of the Infinite Spirit. They are the superco-ordinators of the grand universe.

4- اولین سطح فضایی. تعداد نفرات این گروه هفتاد آرشیتکت است، و ما حدس می‌زنیم که آنها درگیر طرحهای غائی برای اولین جهان فضای بیرونی هستند، که اکنون در ماورای مرزهای هفت ابرجهان کنونی در حال به حرکت درآمدن است.

31:9.6 (351.7) 4. The Primary Space Level. This group numbers seventy Architects, and we conjecture that they are concerned with the ultimate plans for the first universe of outer space, now mobilizing beyond the borders of the present seven superuniverses.

5- دومین سطح فضایی. تعداد نفرات این پنجمین گروه از آرشیتکتها 490 تن است، و باز ما حدس می‌زنیم که آنها باید درگیر دومین جهان فضای بیرونی باشند، یعنی جایی که فیزیکدانان ما به حرکت درآمدن قطعی انرژی را از پیش کشف کرده‌اند.

31:9.7 (351.8) 5. The Secondary Space Level. This fifth corps of Architects numbers 490, and again we conjecture that they must be concerned with the second universe of outer space, where already our physicists have detected definite energy mobilizations.

6- سومین سطح فضایی. تعداد نفرات این گروه ششم از آرشیتکتهای استاد 3430 تن است، و ما به همین منوال چنین استنباط می‌کنیم که آنها ممکن است با طرحهای عظیم سومین جهان فضای بیرونی مشغول باشند.

31:9.8 (352.1) 6. The Tertiary Space Level. This sixth group of Master Architects numbers 3,430, and we likewise infer that they may be occupied with the gigantic plans for the third universe of outer space.

7- چهارمین سطح فضایی. این گروه که آخرین و بزرگترین گروه است، شامل 24٫010 آرشیتکت استاد است، و اگر حدسیات پیشین ما درست باشد، باید به چهارمین و آخرین جهانهای پیوسته بزرگ شوندۀ فضای بیرونی مربوط باشد.

31:9.9 (352.2) 7. The Quartan Space Level. This, the final and largest corps, consists of 24,010 Master Architects, and if our former conjectures are valid, it must be related to the fourth and last of the ever-increasing-sized universes of outer space.

جمع این هفت گروه از آرشیتکتهای استاد به 28٫011 طراح جهان بالغ می‌شود. در بهشت روایتی وجود دارد که می‌گوید در گذشته‌های دور ابدیت، منتج شدن 28٫012 آرشیتکت استاد مورد تلاش قرار گرفت، اما این نتوانست به ابسونایتی شدن انجامد، و به واسطۀ آن مطلق جهانی تصرف شخصیتی را تجربه نمود. امکان دارد که سریهای فراز یابندۀ آرشیتکتهای استاد با 28٫011 آرشیتکت به سرحد ابسونیتی رسیدند، و این که 28٫012 تلاش با سطح حساب شدۀ حضور مطلق مواجه گشت. به عبارت دیگر، در 28٫012 سطح منتج‌یابی، کیفیت ابسونیتی با سطح جهانی برابر گشت و به ارزش مطلق نائل گشت.

31:9.10 (352.3) These seven groups of Master Architects total 28,011 universe planners. On Paradise there is a tradition that far back in eternity there was attempted the eventuation of the 28,012th Master Architect, but that this being failed to absonitize, experiencing personality seizure by the Universal Absolute. It is possible that the ascending series of the Master Architects attained the limit of absonity in the 28,011th Architect, and that the 28,012th attempt encountered the mathematical level of the presence of the Absolute. In other words, at the 28,012th eventuation level the quality of absonity equivalated to the level of the Universal and attained the value of the Absolute.

سه آرشیتکت سرپرست هاونا در سازماندهی کنشگرانۀ خود، برای آرشیتکت منفرد بهشت به عنوان دستیاران همکار عمل می‌کنند. هفت آرشیتکت ابرجهانها به عنوان همترازان سه سرپرست هاونا عمل می‌کنند. هفتاد طراح جهانهای اولین سطح فضای بیرونی در حال حاضر برای هفت آرشیتکت هفت ابر جهان به عنوان دستیاران همکار خدمت می‌کنند.

31:9.11 (352.4) In their functional organization the three supervising Architects of Havona act as associate assistants to the solitary Paradise Architect. The seven Architects of the superuniverses act as co-ordinates of the three supervisors of Havona. The seventy planners of the universes of the primary outer space level are at present serving as associate assistants to the seven Architects of the seven superuniverses.

آرشیتکتهای جهان بنیادین گروههای بیشماری از دستیاران و مددکاران را در اختیار دارند، از جمله دو رستۀ عظیم از سازمان دهندگان نیرو، تعالی‌گرایان منتج شدۀ اولیه و دستیار. این سازمان دهندگان استاد نیرو نباید با مدیران نیرو که به جهان بزرگ مربوط هستند اشتباه شوند.

31:9.12 (352.5) The Architects of the Master Universe have at their disposal numerous groups of assistants and helpers, including two vast orders of force organizers, the primary eventuated and the associate transcendental. These Master Force Organizers are not to be confused with the power directors, who are germane to the grand universe.

کلیۀ موجوداتی که توسط پیوند فرزندان زمان و ابدیت به وجود می‌آیند، همچون فرزندان تثلیث یافتۀ پایان دهندگان و شهروندان بهشت، سرپرستان آرشیتکتهای استاد می‌شوند. اما از میان کلیۀ مخلوقات یا وجودهای دیگری که به صورت کنشگران جهانهای سازمان یافتۀ کنونی آشکار گشته‌اند، فقط پیام‌آوران منفرد و ارواح الهام یافتۀ تثلیث هر گونه ارتباط ارگانیک با تعالی‌گرایان و آرشیتکتهای جهان بنیادین را حفظ می‌کنند.

31:9.13 (352.6) All beings produced by the union of the children of time and eternity, such as the trinitized offspring of the finaliters and the Paradise Citizens, become wards of the Master Architects. But of all other creatures or entities revealed as functioning in the present organized universes, only Solitary Messengers and Inspired Trinity Spirits maintain any organic association with the Transcendentalers and the Architects of the Master Universe.

آرشیتکتهای استاد تأیید تکنیکیِ گماردن پسران آفریننده به مکانهای فضایی‌شان برای سازماندهی جهانهای محلی را صورت می‌دهند. میان آرشیتکتهای استاد و پسران آفرینندۀ بهشت یک ارتباط بسیار نزدیکی وجود دارد، و در حالی که این رابطه آشکار نشده است، به شما در رابطه با ارتباط آرشیتکتها و آفرینندگان متعالی جهان بزرگ در رابطۀ اولین تثلیث تجربی آگاهی داده شده است. این دو گروه، به همراه ایزد متعالِ در حال تکامل و تجربی، در بر گیرندۀ تثلیث غائیِ حاوی ارزشهای متعال و معانی جهان بنیادین می‌باشند.

31:9.14 (352.7) The Master Architects contribute technical approval of the assignment of the Creator Sons to their space sites for the organization of the local universes. There is a very close association between the Master Architects and the Paradise Creator Sons, and while this relationship is unrevealed, you have been informed of the association of the Architects and the grand universe Supreme Creators in the relationship of the first experiential Trinity. These two groups, together with the evolving and experiential Supreme Being, constitute the Trinity Ultimate of transcendental values and master universe meanings.

10- ماجرای غائی

10. The Ultimate Adventure

آرشیتکت ارشد استاد سرپرستی هفت سپاه نهایت را به عهده دارد، و آنها از این قرارند:

31:10.1 (352.8) The senior Master Architect has the oversight of the seven Corps of the Finality, and they are:

1- سپاه پایان دهندگان انسانی.

31:10.2 (352.9) 1. The Corps of Mortal Finaliters.

2- سپاه پایان دهندگان بهشت.

31:10.3 (352.10) 2. The Corps of Paradise Finaliters.

3- سپاه پایان دهندگان تثلیث یافته.

31:10.4 (352.11) 3. The Corps of Trinitized Finaliters.

4- سپاه پایان دهندگان مشترک تثلیث یافته.

31:10.5 (353.1) 4. The Corps of Conjoint Trinitized Finaliters.

5- سپاه پایان دهندگان هاونا.

31:10.6 (353.2) 5. The Corps of Havona Finaliters.

6- سپاه پایان دهندگان تعالی‌گرا.

31:10.7 (353.3) 6. The Corps of Transcendental Finaliters.

7- سپاه پسران آشکار ناشدۀ سرنوشت.

31:10.8 (353.4) 7. The Corps of Unrevealed Sons of Destiny.

هر یک از این سپاهیان سرنوشت دارای یک سرپرست مسئول می‌باشد، و این هفت رسته شورای عالی سرنوشت در بهشت را تشکیل می‌دهند؛ و در طول عصر کنونی جهان، گرندفاندا رئیس این گروه عالیِ مأموریت جهانی برای فرزندانِ سرنوشت غائی هستند.

31:10.9 (353.5) Each of these destiny corps has a presiding head, and the seven constitute the Supreme Council of Destiny on Paradise; and during the present universe age Grandfanda is the chief of this supreme body of universe assignment for the children of ultimate destiny.

گردهمایی این هفت سپاه پایان دهنده نشان دهندۀ واقعیت بسیج پتانسیلها، شخصیتها، اذهان، ارواح، ابسونایتها، و واقعیتهای تجربی است که احتمالاً حتی از کارکردهای آیندۀ ایزد متعال در جهان بنیادین نیز فراتر می‌رود. این هفت سپاه پایان دهنده احتمالاً نشانگر فعالیت کنونی تثلیث غائی هستند که در آمادگی برای رخدادهای غیرقابل تصور در جهانهای فضای بیرونی درگیر گرد آوردن نیروهای متناهی و ابسونایت می‌باشد. از هنگام ایام نزدیک به ابدیت، آنگاه که تثلیث بهشت شخصیتهای در آن هنگام موجودِ بهشت و هاونا را به گونه‌ای مشابه بسیج نمود و آنها را به عنوان سرپرستان و فرمانروایان هفت ابرجهانهای طرح‌ریزی شدۀ زمان و فضا تعیین نمود، هیچ چیز مثل این بسیج رخ نداده است. هفت سپاه پایان دهنده نمایانگر پاسخ ربانیتِ جهان بزرگ به نیازهای آیندۀ پتانسیلهای پدیدار نشده در جهانهای بیرونی حاوی فعالیتهای آیندۀ جاودان است.

31:10.10 (353.6) The gathering together of these seven finaliter corps signifies reality mobilization of potentials, personalities, minds, spirits, absonites, and experiential actualities that probably transcend even the future master universe functions of the Supreme Being. These seven finaliter corps probably signify the present activity of the Ultimate Trinity engaged in mustering the forces of the finite and the absonite in preparation for inconceivable developments in the universes of outer space. Nothing like this mobilization has taken place since the near times of eternity when the Paradise Trinity similarly mobilized the then existing personalities of Paradise and Havona and commissioned them as administrators and rulers of the projected seven superuniverses of time and space. The seven finaliter corps represent the divinity response of the grand universe to the future needs of the undeveloped potentials in the outer universes of future-eternal activities.

ما آینده و جهانهای بزرگتر بیرونی حاوی کرات مسکونی را به جرأت پیش‌بینی می‌کنیم، کرات جدیدی که با رسته‌های جدید موجودات زیبا و بی‌نظیر از سکنه پر می‌شود، یک جهان مادی که غائیتش اعجاب‌آور است، یک آفرینش عظیم که تنها فاقد یک چیز مهم می‌باشد: حضور تجربۀ متناهی واقعی در زندگی جهانی وجود فرازگرایانه. چنین جهانی تحت یک محدودیت عظیم تجربی به وجود خواهد آمد: محرومیت شرکت در تکامل قادر متعال. این جهانهای بیرونی همگی از خدمت بی‌مانند و کنترل فراگیر آسمانیِ ایزد متعال بهره‌مند خواهند گشت، اما خود همین واقعیت حضور فعال او مانع شرکت آنها در واقعیت‌یابی الوهیت متعال می‌شود.

31:10.11 (353.7) We venture the forecast of future and greater outer universes of inhabited worlds, new spheres peopled with new orders of exquisite and unique beings, a material universe sublime in its ultimacy, a vast creation lacking in only one important detail — the presence of actual finite experience in the universal life of ascendant existence. Such a universe will come into being under a tremendous experiential handicap: the deprivation of participation in the evolution of the Almighty Supreme. These outer universes will all enjoy the matchless ministry and supernal overcontrol of the Supreme Being, but the very fact of his active presence precludes their participation in the actualization of the Supreme Deity.

در طول عصر کنونی جهان، به سبب واقعیت‌یابی ناتمام حاکمیت خدای متعال، شخصیتهای در حال تکامل جهان بزرگ متحمل دشواریهای بسیاری می‌شوند، اما ما همگی در تجربۀ بی‌نظیر تکامل او سهیم هستیم. ما در او تکامل می‌یابیم و او در ما تکامل می‌یابد. روزگاری در آیندۀ جاودان، تکامل الوهیت متعال یک واقعیت تکمیل شدۀ تاریخ جهان خواهد شد، و فرصت شرکت در این تجربۀ شگفت‌انگیز از صحنۀ عمل کیهانی سپری خواهد شد.

31:10.12 (353.8) During the present universe age the evolving personalities of the grand universe suffer many difficulties due to the incomplete actualization of the sovereignty of God the Supreme, but we are all sharing the unique experience of his evolution. We evolve in him and he evolves in us. Sometime in the eternal future the evolution of Supreme Deity will become a completed fact of universe history, and the opportunity to participate in this wonderful experience will have passed from the stage of cosmic action.

اما آنهایی از ما که در طول دوران جوانی جهان این تجربۀ بی‌نظیر را به دست آورده‌ایم در سرتاسر تمامی ابدیت آینده آن را گرامی خواهیم داشت. و بسیاری از ما گمان پردازی می‌کنیم که ممکن است مأموریت ذخایرِ به تدریج در حال افزایش انسانهای فراز یابنده و کامل شدۀ سپاه نهایت، در مشارکت با شش سپاه عضوگیری شدۀ مشابه دیگر این باشد که در تلاش برای جبران کاستیهای تجربی‌شان در زمینۀ عدم شرکت در تکامل زمانی- فضایی ایزد متعال، این جهانهای بیرونی را سرپرستی کنند.

31:10.13 (353.9) But those of us who have acquired this unique experience during the youth of the universe will treasure it throughout all future eternity. And many of us speculate that it may be the mission of the gradually accumulating reserves of the ascendant and perfected mortals of the Corps of the Finality, in association with the other six similarly recruiting corps, to administer these outer universes in an effort to compensate their experiential deficiencies in not having participated in the time-space evolution of the Supreme Being.

این نقصانها در کلیۀ سطوح وجود جهان اجتناب ناپذیر هستند. در طول عصر کنونی جهان ما که از سطوح بالاتر وجودهای روحی هستیم اکنون نزول می‌کنیم تا جهانهای تکاملی را سرپرستی کنیم و به انسانهای فراز یابنده خدمت کنیم، و بدین ترتیب تلاش می‌کنیم که کمبودهای آنها را در واقعیتهای تجربۀ والاتر روحی جبران نماییم.

31:10.14 (353.10) These deficiencies are inevitable on all levels of universe existence. During the present universe age we of the higher levels of spiritual existences now come down to administer the evolutionary universes and minister to the ascending mortals, thus endeavoring to atone for their deficiencies in the realities of the higher spiritual experience.

اما گر چه ما پیرامون طرحهای آرشیتکتهای جهان بنیادین در رابطه با این آفرینشهای بیرونی به راستی هیچ چیز نمی‌دانیم، با این وجود، در رابطه با سه چیز مطمئن هستیم:

31:10.15 (354.1) But though we really know nothing about the plans of the Architects of the Master Universe respecting these outer creations, nevertheless, of three things we are certain:

1- در واقع یک سیستم عظیم و جدید از جهانها وجود دارد که در قلمروهای فضای بیرونی به تدریج در حال سازمانیابی است. رسته‌های جدیدی از آفرینشهای فیزیکی، دایره‌های عظیم و غول‌آسای فوج جهانهای گوناگون که بسیار فراتر از سرحدات کنونی آفرینشهای با سکنه پر شده و سازمان یافته وجود دارند که در واقع از طریق تلسکوپهای شما قابل رویت هستند. در حال حاضر، این آفرینشهای بیرونی کاملاً فیزیکی هستند؛ آنها ظاهراً فاقد سکنه هستند و به نظر می‌رسد عاری از سرپرستی مخلوق می‌باشند.

31:10.16 (354.2) 1. There actually is a vast and new system of universes gradually organizing in the domains of outer space. New orders of physical creations, enormous and gigantic circles of swarming universes upon universes far out beyond the present bounds of the peopled and organized creations, are actually visible through your telescopes. At present, these outer creations are wholly physical; they are apparently uninhabited and seem to be devoid of creature administration.

2- بسیج نامشخص و کاملاً اسرارآمیز بهشتی موجودات کامل شده و فراز یابندۀ زمان و فضا، در ارتباط با شش سپاه دیگر پایان دهندگان برای اعصار گوناگون ادامه می‌یابد.

31:10.17 (354.3) 2. For ages upon ages there continues the unexplained and wholly mysterious Paradise mobilization of the perfected and ascendant beings of time and space, in association with the six other finaliter corps.

3- همزمان با این کارکردها شخص متعالیِ الوهیت به عنوان فرمانروای قادر ابرآفرینشها در حال قدرت یابی است.

31:10.18 (354.4) 3. Concomitantly with these transactions the Supreme Person of Deity is powerizing as the almighty sovereign of the supercreations.

همینطور که ما این رخداد سه‌گانه، مخلوقات در حال احاطه شدن، جهانها، و الوهیت را مشاهده می‌کنیم، آیا می‌توانیم برای پیش‌بینی این که چیزی جدید و آشکار ناشده در جهان بنیادین در حال نزدیکی به اوج کمال است مورد انتقاد قرار گیریم؟ آیا این طبیعی نیست که ما باید این بسیج طولانی مدت و سازماندهی جهانهای فیزیکی را در این مقیاسِ تاکنون ناشناخته و پدیداری شخصیت ایزد متعال را با این طرح حیرت‌انگیز ارتقاءِ انسانهای زمان به کمال الهی و با بسیج متعاقب آنها در بهشت در سپاه نهایت — یک نامگذاری و سرنوشتی که در راز جهان احاطه شده — در ارتباط بدانیم؟ به طور فزاینده این اعتقاد تمامی یوورسا است که فرجام سپاه در حال گرد آمدنِ نهایت این است که در آینده در جهانهای فضای بیرونی به نوعی خدمت گمارده شوند، یعنی در جایی که ما از پیش توانسته‌ایم خوشه‌بندی حداقل هفتاد هزار انبوهش ماده، که هر یک از آنها از هر یک از ابرجهانهای کنونی بزرگتر است را تعیین نماییم.

31:10.19 (354.5) As we view this triune development, embracing creatures, universes, and Deity, can we be criticized for anticipating that something new and unrevealed is approaching culmination in the master universe? Is it not natural that we should associate this agelong mobilization and organization of physical universes on such a hitherto unknown scale and the personality emergence of the Supreme Being with this stupendous scheme of upstepping the mortals of time to divine perfection and with their subsequent mobilization on Paradise in the Corps of the Finality — a designation and destiny enshrouded in universe mystery? It is increasingly the belief of all Uversa that the assembling Corps of the Finality are destined to some future service in the universes of outer space, where we already are able to identify the clustering of at least seventy thousand aggregations of matter, each of which is greater than any one of the present superuniverses.

انسانهای تکاملی در سیارات فضا به دنیا می‌آیند، از میان کرات مورانشیا عبور می‌کنند، از جهانهای روحی صعود می‌کنند، کرات هاونا را در می‌نوردند، خداوند را پیدا می‌کنند، به بهشت دست می‌یابند، و در سپاه اولیۀ نهایت گردآوری می‌شوند، و در آنجا منتظر مأموریت بعدی در زمینۀ خدمت در جهان می‌شوند. شش سپاه نهایتِ در حال گرد آمدنِ دیگر وجود دارد، اما گرندفاندا، اولین انسان فراز یابنده، به عنوان رئیس بهشتی کلیۀ رسته‌های پایان دهندگان مقام ریاست را به عهده دارد. و همینطور که ما این چشم‌انداز اعجاب‌آور را نظاره می‌کنیم، همگی ندا در می‌دهیم: چه سرنوشت شکوهمندی برای فرزندان حیوان منشأ زمان، فرزندان مادی فضا!

31:10.20 (354.6) Evolutionary mortals are born on the planets of space, pass through the morontia worlds, ascend the spirit universes, traverse the Havona spheres, find God, attain Paradise, and are mustered into the primary Corps of the Finality, therein to await the next assignment of universe service. There are six other assembling finality corps, but Grandfanda, the first mortal ascender, presides as Paradise chief of all orders of finaliters. And as we view this sublime spectacle, we all exclaim: What a glorious destiny for the animal-origin children of time, the material sons of space!

[مسئولیت مشترک این مقاله به عهدۀ یک مشاور الهی و یکی بدون نام و شماره می‌باشد که از سوی قدمای ایامها در یوورسا اجازه دارند بدین گونه عمل می‌نماید.]

31:10.21 (354.7) [Jointly sponsored by a Divine Counselor and One without Name and Number authorized so to function by the Ancients of Days on Uversa.]

این سی و یک مقاله که طبیعت الوهیت، واقعیت بهشت، سازماندهی و کارکرد جهان مرکزی و ابرجهانها، شخصیتهای جهان بزرگ، و سرنوشت والای انسانهای تکاملی را توصیف نمودند، توسط یک کمیسیون بالای بیست و چهار نفره از سرپرستان اروانتان ضمانت و فرمولبندی شده و به زبان انگلیسی در آورده شدند. این کمیسیون مطابق فرمانی که توسط قدمای ایامهای یوورسا صادر شده و چنین رهنمود می‌داد که ما باید در یورنشیا، سیارۀ 606 سیتانیا، در نُرلاشیادِک نبادان، در سال 1934 بعد از میلاد مسیح این کار را انجام دهیم بدین گونه عمل نمود.

31:10.22 (354.8) These thirty-one papers depicting the nature of Deity, the reality of Paradise, the organization and working of the central and superuniverses, the personalities of the grand universe, and the high destiny of evolutionary mortals, were sponsored, formulated, and put into English by a high commission consisting of twenty-four Orvonton administrators acting in accordance with a mandate issued by the Ancients of Days of Uversa directing that we should do this on Urantia, 606 of Satania, in Norlatiadek of Nebadon, in the year A.D. 1934.





Back to Top